نقشه شوم حاج ابراهیم برای یلدا و عماد در «بدنام»
رکنا:خشم و انتقام، موتور محرک روایت «بدنام» شدهاند؛ سریالی که با رسیدن به قسمت نوزدهم، مردان قصه را در موقعیتهایی پیچیده و پرتنش قرار داده است. هرکدام از شخصیتها با انگیزهای متفاوت در پی تغییر شرایط هستند و حالا همپیمانی حاج ابراهیم با پدرزن عماد، نقشهای تازه را رقم زده که یلدا و عماد را همزمان در معرض خطر قرار میدهد.
به گزارش رکنا،خشم همیشه یکی از پایههای شکلگیری روایتهای داستانی بوده است؛ احساسی که میتواند یک شخصیت را از تصمیمی ساده به نقطهای برساند که دیگر هیچ راه بازگشتی برایش باقی نماند. در بسیاری از روایتها، این خشم با انتقام پیوند میخورد و انتقام نیز بهانهای برای شکلگیری مجموعهای از درگیریها، تصمیمها و نقشهها میشود. شاید به همین دلیل است که وقتی پای خشونت و قدرت به میان میآید، نمیتوان از نقش پررنگ خشم مردان چشم پوشید.
تاریخ و ادبیات نمونههای فراوانی از مردانی دارد که خشمشان را به تصمیمی بزرگ تبدیل کردهاند؛ گاهی در مقیاس یک خانواده و گاهی در ابعادی بسیار گستردهتر. خشم میتواند در ظاهر پنهان بماند و در رفتاری حسابشده خودش را نشان دهد یا ناگهانی باشد و همه چیز را با خود همراه کند.
در آثار نمایشی نیز این احساس معمولاً فقط یک ویژگی شخصیتی نیست. خشم میتواند عنصر پیشبرنده قصه باشد و شخصیتها را به حرکت وادارد. بسیاری از اتفاقات زمانی آغاز میشوند که فردی احساس میکند چیزی را از دست داده، حقی از او گرفته شده یا کسی جایگاهی را که متعلق به او بوده تصاحب کرده است. از همینجا است که تصمیم شکل میگیرد و تصمیم، مسیر روایت را تغییر میدهد.
«بدنام» نیز بخش مهمی از روایت خود را با استفاده از همین احساس پیش برده است. مردان این سریال همه خشمگیناند و هرکدام دلیلی برای خشم دارند و همین تفاوت، رفتار و انتخابهایشان را از یکدیگر جدا میکند. یکی از نرسیدن به معشوقهاش خشمگین است، دیگری به دلیل رسیدن به او و مواجه شدن با مجموعهای از دروغها آرام و قرار ندارد، فرد دیگری منافعش را در معرض خطر میبیند و شخصیتی دیگر ظلمی را که بر دخترش رفته تحمل نمیکند.
همین خشم است که مردان «بدنام» را به سمت طراحی نقشههای مختلف میبرد. آنها نمیخواهند صرفاً شاهد اتفاقات باشند و هرکدام تلاش میکنند شرایط را مطابق خواسته خود تغییر دهند. در نتیجه، قصه از یک رویارویی ساده عبور میکند و وارد مرحلهای میشود که تصمیم هر شخصیت، تصمیم دیگری را تحتتأثیر قرار میدهد.
سریال حالا به قسمت نوزدهم رسیده است. برخی نقشهها به نتیجه رسیدهاند و برخی دیگر پیش از آنکه به سرانجام برسند، نقش بر آب شدهاند، اما بازی همچنان ادامه دارد. مردان قصه هنوز در حال سنجیدن موقعیت هستند و هرکدام میکوشند بهترین مسیر را برای رسیدن به خواسته خود پیدا کنند.
حاج ابراهیم همچنان یکی از مهمترین چهرههای این بازی است. او تصویری مقبول از خود در جامعه ساخته و در پشت این ظاهر، برای پیشبرد اهدافش نقشه میکشد. یلدا هنوز یکی از موانع اصلی اوست و به همین دلیل تصمیمش برای کنار زدن عروسش تغییر نکرده است. حالا او در این مسیر با پدرزن عماد همراه شده؛ مردی که از خیانت دامادش به دخترش خشمگین است و انگیزهای شخصی برای مقابله با او دارد. نتیجه این همراهی، شکلگیری نقشهای تازه است که یلدا و عماد را همزمان هدف گرفته است.
حالا در «بدنام» نقشههای تازهای در راه هستند و خشم شخصیتها همچنان مهار نشده است. باید دید این بازی در نهایت به نقطه پایان میرسد یا ادامه همین خشمها، مسیر «بدنام» را به تاریکترین بخشهای روایت خواهد کشاند.
-
فیلم/ نگاهی به دکوراسیون شاهانه خانه نعیمه نظامدوست ملکه کمدی سینمای ایران/ از مبلمان سلطنتی تا رومیزی ترمه و دکوریهای طلایی
ارسال نظر