ابوالفضل ابراهیمی مدرس جوان آموزشگاه زبان در لامرد / دانشآموزانم را به زیرزمین بردم، اما خودم بیرون آمدم! + فیلم گفتگو
حوادث رکنا: ابوالفضل ابراهیمی، مدرس زبان انگلیسی در لامرد، روز نخست جنگ در میانه تدریس با اصابت چند موشک، دانشآموزانش را به زیرزمین برد اما خودش هنگام خروج از آموزشگاه با ترکش موشک از ناحیه پا مجروح شد؛ حالا پس از 6 ماه، روایت او از روز بمباران لامرد را در رکنا بخوانید.
به گزارش اختصاصی رکنا، در ادامه روایتهای رکنا از سفر به لامرد و گفتوگو با بازماندگان حمله روز نخست جنگ، این بار سراغ ابوالفضل ابراهیمی رفتیم؛ جوان لامردی و مدرس زبان انگلیسی که روز 9 اسفند 1404، همزمان با آغاز حملات، بدون آنکه بداند چه لحظات هولناکی در انتظارش است، در آموزشگاه مشغول تدریس بود.
ابراهیمی میگوید با شنیدن نخستین صدای انفجار، فضای آموزشگاه ناگهان رنگ دیگری گرفت؛ هنوز شوک انفجار اول فروکش نکرده بود که موشکهای بعدی، در فاصلهای کوتاه، از راه رسیدند و او را مجروح کردند.
حالا 6 ماه پس از آن روز، ابوالفضل ابراهیمی از لحظهای میگوید که یک کلاس عادی زبان، در چند ثانیه به صحنهای از ترس و اضطراب تبدیل شد؛ از صدای انفجارهایی که پشت سر هم آمدند تا لحظهای که فهمید خودش هم در میان قربانیان این حمله قرار گرفته است.
او در این گفتوگو از روز بمباران لامرد، لحظه مجروحشدنش و آنچه در نخستین ساعات حمله بر شهر گذشت روایت میکند؛ روایتی که در بخشی از آن، خطاب به دونالد ترامپ میگوید: فکر میکنم اگر چند زن و بچه را بکشی، یعنی به ایران پیروز شدی؟
در ادامه، گفتوگوی رکنا با ابوالفضل ابراهیمی، مدرس زبان انگلیسی و یکی از مجروحان حمله به لامرد را بخوانید.
او روایت میکند: در آموزشگاه پایین داشتم برای دانشآموزانم تدریس میکردم که موشک اول اصابت کرد. دانشآموزانم را همراه منشی و بقیه به زیرزمین بردم. خودم آمدم بیرون تا ببینم چه اتفاقی افتاده است.
اما چند ثانیه بعد، انفجار دیگری رخ داد.
ابراهیمی میگوید: فکر میکنم موشک سوم که خورد، ترکش خود موشک به پای من اصابت کرد و مجروح شدم.
پدر ابوالفضل با خودرو خودش را به او رساند و او را به بیمارستان منتقل کرد، اما شدت حادثه و تعداد بالای مجروحان باعث شد بیمارستان امکان پذیرش آنها را نداشته باشد.
او ادامه میدهد: پدرم با ماشین آمد دنبال من. رفتیم بیمارستان، اما به دلیل اینکه تعداد مجروحان خیلی زیاد بود، ما را پذیرش نکردند. بعد رفتیم بیمارستان بابالحوائج و آنجا ما را پذیرش کردند.
ترکش همچنان در پای ابراهیمی باقی مانده و پزشکان احتمال انجام عمل جراحی در آینده را مطرح کردهاند.
او میگوید:اگر بعدها برایم مشکلی پیش بیاید، باید عمل کنم. الان وقتی راه میروم یا کمی روی پایم فشار میآورم، درد دارد، اما آنقدر اذیتم نمیکند.
اما روایت ابراهیمی تنها روایت یک مجروح از روز بمباران نیست؛ او از آن روز، یک پیام برای مردم ایران و یک پیام برای آمریکا دارد.
پیام من به مردم غیور ایران این است که باید از خاک خودمان دفاع کنیم. ما اصلاً به خاک هیچ کشوری تجاوز نکردیم و کاملاً از خاک خودمان دفاع میکردیم. خیلیها میآیند و میگویند این کشورها برای این زدند یا برای آن زدند؛ نخیر، ما کاملاً از خاک خودمان دفاع میکردیم.
او خطاب به آمریکا نیز میگوید: فکر نکنید چون چندین نقطه در ایران را زدهاید، پیروز شدهاید و حالا میآیید کلی درباره ما حرف میزنید. ما انتقام خودمان و شهدایمان را میگیریم و قطعاً پاسخ دندانشکنی خواهیم داد.
ارسال نظر