«خفاش شب» چگونه قربانیانش را کنترل می کرد؟

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، در ادامه تحلیل روانشناختی پرونده «خفاش شب»، ابتدا به یکی از مهم ترین ویژگی های رفتاری او یعنی کنترل می پردازد.

او می گوید برای بررسی یک مجرم، باید دید او چگونه فکر می کند، چگونه موقعیت را کنترل می کند و هنگام ارتکاب جرم چه نیازهای روانی دارد.

جرم سازمان یافته یا سازمان نیافته؟

دکتر سامانی در ابتدا دو الگوی کلی جرم را توضیح می دهد: «در جرم سازمان یافته، فرد برنامه ریزی می کند، هدف گذاری دارد، قربانیانش را انتخاب می کند و بر اساس یک الگو حرکت می کند. تلاش می کند احتمال شناسایی و دستگیری را کاهش دهد و برای رسیدن به هدف خود حتی هویتی برای خودش ایجاد می کند.

اما در جرم سازمان نیافته، بسیاری از این ویژگی ها وجود ندارد و رفتار بیشتر تکانشی و بدون برنامه ریزی است.»

به گفته این روانشناس، بخشی از رفتارهای گزارش شده در پرونده «خفاش شب» دارای ویژگی های یک الگوی سازمان یافته بوده است.

«راننده زحمتکش»؛ هویتی برای جلب اعتماد

سامانی یکی از نخستین محورهای تحلیل را انتخاب قربانی می داند: «اولین موضوع، انتخاب قربانی است. خفاش شب ابتدا برای خودش یک هویت اجتماعی می ساخت؛ خودش را راننده زحمتکشی معرفی می کرد که برای خانواده اش و برای امرار معاش مسافرکشی می کند.

بعد به افرادی نزدیک می شد که از دید او آسیب پذیرتر بودند.»

به گفته سامانی، این هویت اجتماعی به او کمک می کرد اعتماد اولیه قربانی را به دست آورد؛ اما مرحله بعد، کنترل موقعیت بود.

درهای خودرو؛ راه فراری که عمدا بسته می شد

یکی از نکات مهم مطرح شده درباره شیوه عمل خفاش شب، دستکاری قفل خودرو بود.

سامانی می گوید: «او دستگیره ها و قفل های خودرو را به شکلی تغییر می داد که فرد امکان باز کردن در از داخل را نداشته باشد.

یعنی قربانی وارد محیطی می شد که امکان فرار از آن را نداشت و در نتیجه مجرم کنترل موقعیت را در اختیار می گرفت.»

از نگاه روانشناسی جنایی، این رفتار نشان می دهد که مجرم فقط به لحظه حمله فکر نمی کرده، بلکه از قبل شرایط را به گونه ای طراحی می کرده که احتمال مقاومت و فرار قربانی کاهش پیدا کند.

قربانیان از او درشت تر بودند؛ چرا فرار نکردند؟

یکی از نکات قابل توجه در این پرونده آن است که برخی قربانیان از غلامرضا خوشرو درشت اندام تر بودند و حتی از نظر فیزیکی می توانستند با او مقابله کنند.

اما دکتر سامانی معتقد است در چنین شرایطی، جثه قربانی لزوما تعیین کننده نیست.

او برای توضیح این موضوع به روایت یکی از قربانیان اشاره می کند؛ دختری که دانشجوی دندانپزشکی بود.

«خود خفاش شب درباره یکی از مقتولانش گفته بود که این دختر شب هنگام به ترمینال آمده بود و از ترس اینکه سوار هر خودروی مسافربری شود، وقتی متوجه می شود او در خودرو خوابیده، از او می خواهد که وی را به مقصد برساند.

خفاش شب گفته بود اگر یکی از ابزارهای دندانپزشکی داخل کیف آن دختر را بیرون آورده و به سمت او می گرفت، شاید جرات نمی کرد او را بکشد و ممکن بود آن دختر بتواند از دستش فرار کند.

اما آن دختر آنقدر ترسیده بود که نتوانست از خودش دفاع کند.»

از نگاه سامانی، این روایت نشان می دهد که ترس می تواند توانایی تصمیم گیری و دفاع از خود را در قربانی به شدت کاهش دهد.

او می گوید: «در اینجا جثه قربانی مهم نیست. برنامه ریزی، هدف گذاری، اعتماد به نفس کاذب مجرم و ترسی که ایجاد می کند، در کنترل موقعیت اهمیت بیشتری پیدا می کند.»

از نزدیک شدن تا حذف شواهد

به گفته دکتر سامانی، الگوی رفتاری خفاش شب را می توان در چند مرحله بررسی کرد: ابتدا به قربانی نزدیک می شد و با هویت اجتماعی قابل قبول، اعتماد او را به دست می آورد.

سپس قربانی را وارد خودرویی می کرد که امکان فرار از آن محدود شده بود.

بعد او را به محیطی می برد که امکان کمک گرفتن یا فرار کمتر باشد.

در مرحله بعد، نقشه خود را اجرا می کرد و پس از جنایت نیز تلاش می کرد شواهد را از بین ببرد.

سوزاندن اجساد، از جمله اقداماتی بود که در روایت های مربوط به این پرونده مطرح شده است.

سامانی در این بخش به وجود الگوی تکرارشونده یا امضای رفتاری در جنایت ها نیز اشاره می کند: «او شب ها این کار را انجام می داد و در برخورد با قربانیان، الگوهایی داشت که در موارد مختلف تکرار می شد.»

سه نوع کنترل در رفتار «خفاش شب»

دکتر سامانی یکی از کلیدهای تحلیل رفتار خوشرو را مفهوم کنترل می داند و آن را در سه سطح بررسی می کند:

کنترل موقعیت: با تغییر دادن قفل خودرو و محدود کردن امکان فرار قربانی.

کنترل هویت: با استفاده از نام ها، شغل ها و داستان های مختلف درباره خودش.

کنترل روایت: حتی پس از دستگیری نیز تلاش می کرد با داستان سازی و معرفی افراد دیگر، مسئولیت جنایت ها را از خودش دور کند.

او می گوید:«وقتی دستگیر می شود، باز هم قصه پردازی می کند و داستان های مختلفی را مطرح می کند تا مسئولیت را از خودش دور کند و بتواند از موقعیت نجات پیدا کند.»

کودکی که طرد شد و به کنترلگر تبدیل شد

سامانی در ادامه تحلیل خود به ارتباط احتمالی میان تجربیات کودکی و الگوی رفتاری بزرگسالی اشاره می کند:

«اگر بخواهیم وضعیت روانی و دردهای عمیق این پرونده را مرور کنیم، یک تصویر مهم به دست می آید؛ کودکی که طرد شده، بعدها به فردی کنترلگر تبدیل می شود.

کودکی که احساس می کند هویتش در اختیار خودش نیست، بعدها هویت های مختلف می سازد.

کسی که در کودکی کنترل چندانی روی زندگی خودش نداشته، در بزرگسالی تلاش می کند زندگی دیگران را کنترل کند.»

البته دکتر سامانی تاکید می کند که این موارد را نمی توان به عنوان رابطه علت و معلولی قطعی میان تجربه های کودکی و ارتکاب جنایت در نظر گرفت.

هویت های مختلف برای فریب دیگران

یکی دیگر از ویژگی های قابل توجه در پرونده غلامرضا خوشرو، استفاده از هویت ها و داستان های مختلف درباره زندگی خودش بود.

سامانی می گوید: «او خودش را با اسامی مختلف معرفی می کرد و برای فریب دادن دیگران، شغل های متفاوتی برای خودش می ساخت؛ شغل هایی که از نظر اجتماعی پذیرفته شده بودند؛ مانند مترجم، پزشک، معلم یا حتی فردی که خارج از کشور زندگی کرده است.»

به گفته این روانشناس، هویت سازی می توانست بخشی از همان تلاش برای مدیریت برداشت دیگران و کنترل موقعیت باشد.

قاتل ریزنقشی که به جثه متکی نبود

دکتر سامانی در پایان این بخش به یک تصور رایج درباره مجرمان اشاره می کند: «خیلی ها تصور می کنند یک قاتل یا مجرم باید حتما جثه بسیار بزرگ و قدرت بدنی زیادی داشته باشد.

اما آنچه باعث می شود یک مجرم بتواند نقشه های خودش را اجرا کند، الزاما قدرت فیزیکی نیست.

فریبکاری، برنامه ریزی، هدف گذاری و توانایی کنترل موقعیت می تواند بسیار مهم تر از جثه باشد.»

در واقع، یکی از نکات کلیدی در تحلیل پرونده «خفاش شب» همین است؛ او پیش از آنکه قربانی را از نظر فیزیکی کنترل کند، تلاش می کرد ذهن، ترس و موقعیت او را تحت کنترل خود درآورد.

ادامه این تحلیل روانشناختی، ابعاد دیگری از شخصیت، رفتار و الگوهای ذهنی «خفاش شب» را بررسی می‌کند؛ اینکه او چگونه قربانیانش را انتخاب می‌کرد، چطور موقعیت را تحت کنترل می‌گرفت و پس از ارتکاب جنایت چگونه تلاش می‌کرد روایت خود را مدیریت کند.

قسمت سوم بررسی روانشناختی «خفاش شب» با حضور دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، را فردا شب در رکنا دنبال کنید.

«خفاش شب» چگونه دستگیر شد؟ ناگفته های کارآگاهان و خبرنگاران برای نخستین بار / قسمت اول

«خفاش شب» چگونه پلیس را به چالش کشید؟ از اولین عکس تا راز محو کردن اثر انگشت / قسمت چهارم

«یا زهرا» گفتم و بچه هایم را بیرون انداختم؛ این زن از چنگال «خفاش شب» جان سالم به در برد / قسمت پنجم

«خفاش شب» در شهرستان ها هم قربانی داشت؟ / بازسازی قتل ها راه انکار را بست / قسم ششم

برای اولین بار؛ «خفاش شب» نامزد داشت؟ / زن خوش استایل باور نمی کرد غلامرضا خوشرو قاتل باشد / قسمت هفتم

رازهایی که با اعدام «خفاش شب» ناتمام ماند؛ از هویت واقعی تا روانشناسی قاتل / قسمت هشتم

«خفاش شب» چگونه ساخته شد؟ / روایت دکتر مریم سامانی روانشناس بالینی از زخم های کودکی قاتل سریالی / قسمت نهم 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1238785