رازهای ناگفته «خفاش شب» پس از ۳۰ سال در رکنا / قسمت ششم
«خفاش شب» در شهرستان ها هم قربانی داشت؟ / بازسازی قتل ها راه انکار را بست
حوادث رکنا: در ششمین قسمت از مجموعه اختصاصی «پرونده خفاش شب»، دورهمی رکنا با حضور سرهنگ بازنشسته کارآگاه خسرو فرج زاده، رئیس وقت پلیس آگاهی غرب تهران، سرهنگ بازنشسته کارآگاه داوود ابوالقاسمی، معاون وقت پلیس آگاهی غرب تهران، دکتر داود صفائی، خبرنگار وقت روزنامه ایران، مهراوه فردوسی، نویسنده و روزنامه نگار و پژوهشگر پرونده، و مسعود ابراهیمی، خبرنگار وقت حوادث روزنامه ایران و مدیرعامل رکنا، وارد بخش دیگری از تحقیقات این پرونده می شود؛ جایی که این پرسش مطرح می شود که آیا ردپای غلامرضا خوشرو در قتل های مشابه خارج از تهران نیز دیده شده بود یا نه. در این قسمت، کارآگاهان از تماس هایی می گویند که در روزهای اوج وحشت «خفاش شب» از شهرستان های مختلف با پلیس گرفته می شد؛ تماس هایی درباره قتل هایی با شیوه مشابه. با این حال، هیچ پرونده ای از شهرستان ها به صورت رسمی برای رسیدگی به پلیس آگاهی تهران ارجاع نشد. در ادامه، سرهنگ ابوالقاسمی از بازسازی صحنه های قتل، تطبیق اعترافات متهم با شواهد و کشف اموالی متعلق به قربانیان می گوید؛ مدارکی که به گفته او راه هرگونه انکار را در دادگاه بر غلامرضا خوشرو بست.
به گزارش رکنا، در ابتدای قسمت ششم، مسعود ابراهیمی، خبرنگار وقت حوادث روزنامه ایران، این پرسش را مطرح می کند که آیا در شهرستان های دیگر نیز قتل هایی با شیوه مشابه جنایت های «خفاش شب» اتفاق افتاده بود یا خیر.
سرهنگ بازنشسته کارآگاه خسرو فرج زاده، رئیس وقت پلیس آگاهی غرب تهران، در پاسخ می گوید:«قطعاً تماس هایی با ما گرفته می شد. به خاطر نوع قتل هایی که اتفاق افتاده بود، از شهرستان های مختلف با ما تماس می گرفتند و می گفتند در مسیرهایی از تهران به سمت مشهد، مناطق کویری، شمال یا شهرهای دیگر، اتفاق هایی با این شیوه رخ داده است.
اما متاسفانه زمانی برای تحقیقات بیشتر از خود این آدم نداشتیم.»
مسعود ابراهیمی در ادامه می پرسد آیا ممکن است التهاب شدید جامعه باعث شده باشد پرونده با سرعت بیشتری جمع بندی شود؟
فرج زاده پاسخ می دهد: «شاید یکی از دیدگاه ها این باشد.»
ابراهیمی دوباره می پرسد:«یعنی هیچ پرونده ای از شهرستان ها به شما اعلام نشد؟»
رئیس وقت پلیس آگاهی غرب تهران در پاسخ توضیح می دهد: «بررسی پرونده ها معمولا با درخواست اولیای دم انجام می شود. وقتی چنین درخواستی اعلام نشد، طبیعتاً ما هم پیگیری بیشتری نکردیم.»
کارآگاهان همه قتل ها را می شناختند
در ادامه، سرهنگ بازنشسته کارآگاه داوود ابوالقاسمی، معاون وقت پلیس آگاهی غرب تهران، درباره تعداد قتل هایی که در تهران شناسایی شده بود، می گوید:
«ما در واقع همه قتل هایی را که در محدوده خودمان اتفاق افتاده بود می شناختیم. صحنه ها را دیده بودیم، پرونده هایشان را بررسی و جمع بندی کرده بودیم و می دانستیم چند قتل با این شیوه اتفاق افتاده است.
خوشرو مدتی منکر همه چیز بود، اما چند روز بعد که شروع به اعتراف کرد، اولین کاری که باید انجام می دادیم، بازدید از محل ها و بازسازی صحنه قتل ها بود.»
او ادامه می دهد: «بازسازی صحنه جرم خیلی مهم بود. چون اگر متهم به دادگاه می رفت و همه چیز را انکار می کرد، ممکن بود ادعا کند اعترافاتش تحت فشار گرفته شده است. ما می دانستیم بعضی جاها دارد ما را سر می دواند و دروغ می گوید.
در نهایت او را مجبور کردیم به محل هایی که درباره آنها صحبت کرده بود برویم. در صحنه ها، نحوه قتل و اتفاقاتی را که رخ داده بود توضیح داد و همه این موارد بازسازی و صورت جلسه شد.»
ابوالقاسمی تاکید می کند که تحقیقات تنها به اعترافات متهم متکی نبود: «ما برای پرونده دلایل و شواهد زیادی داشتیم. بازسازی صحنه ها یکی از آنها بود، اما مدارک دیگری هم داشتیم که نمی گذاشت خوشرو بتواند در دادگاه حرف هایش را پس بگیرد.»
کشف اموال قربانیان؛ شواهدی که راه انکار را بست
سرهنگ خسرو فرج زاده نیز در ادامه درباره اهمیت بازسازی صحنه جرم و جمع آوری مدارک می گوید: «یکی از واجبات پرونده این است که جزئیات جرم به شکلی ثبت شود که متهم نتواند در دادگاه ادعا کند اعترافاتش تحت اجبار یا اکراه بوده است.
اما درباره این پرونده فقط بحث بازسازی صحنه جرم مطرح نبود. ما وسایلی را که از مقتولان برده بود پیدا کردیم. مثلا بخشی از طلاهایی که از قربانیان برداشته بود، به خواهرش داده بود؛ در حالی که خواهرش از ماجرا خبر نداشت.
بخشی از لباس های مقتولان نیز در خانه برادرش پیدا شد؛ جایی که خوشرو در آن رفت و آمد داشت. اینها شواهد بسیار متقنی بود.»
فرج زاده در ادامه به یکی از مهم ترین مدارک پرونده اشاره می کند و می گوید: «در مورد یکی از قربانیان، مرحوم شادی، وقتی او را برده و به قتل رسانده بود، بعد از جنایت جسد را آتش زده بود. اما ظرف غذایی که همراه خود برده بود، در خانه اش پیدا شد. همچنین تعدادی از وسایل متعلق به قربانی نیز در محل زندگی او کشف شد.
این شواهد در کنار بازسازی صحنه های قتل و سایر مدارک پرونده، نشان می داد که این فرد همان قاتلی است که پلیس دنبالش می گشت.»
به این ترتیب، تحقیقات پلیس از مرحله اعترافات متهم عبور کرده و به مرحله ای رسیده بود که مجموعه ای از بازسازی صحنه های جرم، شهادت شاهدان، شناسایی قربانیان، کشف اموال و تطبیق شواهد در کنار یکدیگر قرار گرفته بود؛ مجموعه ای از مدارک که امکان انکار جنایت ها را برای «خفاش شب» بسیار دشوار می کرد.
در قسمت هفتم این مجموعه، روایت پرونده به بخش دیگری از تحقیقات و مواجهه با غلامرضا خوشرو می رسد؛ جایی که کارآگاهان از جزئیات بیشتری درباره اعترافات، رفتار متهم و آخرین مراحل پرونده پیش از صدور حکم سخن خواهند گفت.
ارسال نظر