برای نخستین بار پس از ۴۰ سال /  فیلم اعترافات مجید سالک، قاتل سریالی زنان در رکنا / قسمت اول

اما این پرونده، تنها داستان یک قاتل سریالی نیست؛ بلکه روایت تلاش کارآگاهانی است که با امکانات محدود آن روزگار، زنجیره‌ای از قتل‌ های پیچیده را رمزگشایی کردند؛ پرونده‌ ای که هنوز هم درباره برخی از ابعاد آن پرسش‌ ها و ابهام‌ هایی وجود دارد.

رکنا برای نخستین بار پس از حدود ۴۰ سال، مجموعه‌ای از فیلم اعترافات، تصاویر، اسناد و گفت‌ و گوهای اختصاصی این پرونده را در قالب یک مجموعه شش قسمتی منتشر می‌کند.

در قسمت نخست، مخاطبان علاوه بر مشاهده بخش‌هایی از اعترافات تصویری مجید سالک‌ محمودی، پای صحبت سه تن از چهره‌ های اصلی این پرونده نیز می‌نشینند.

سرهنگ نصرالله شفیقی، افسر پرونده و مسئول دستگیری مجید سالک، از روند شناسایی، تعقیب و بازداشت متهم و جزئیات تحقیقات پلیسی روایت می‌کند.

سردار علی اصغر ابراهیمی فخار، رئیس وقت دایره یک پلیس آگاهی تهران، از فضای آن روزهای آگاهی و تصمیم‌ هایی می‌گوید که به پایان یکی از مهم‌ ترین پرونده‌ های جنایی کشور انجامید.

همچنین سرهنگ خجسته که سال‌ ها در حوزه فعالیت‌ های فرهنگی، هنری و آموزشی پلیس نقش داشته است، از پشت‌ صحنه ثبت و بازسازی عملیات‌ های پلیسی سخن می‌گوید؛ اینکه چگونه برای نخستین بار در کشور، نمایش‌ های میدانی تعقیب و مراقبت، آزادسازی گروگان و عملیات‌ های پلیسی با حضور نیروهای واقعی، خودروها، تجهیزات و بیش از ۲۰۰ بازیگر طراحی و اجرا شد؛ نمایش‌هایی که بعدها به بخشی از برنامه‌ های آموزشی و مراسم‌ های رسمی نیروی انتظامی تبدیل شد و نقش مهمی در انتقال تجربه‌ های پلیسی و آشنایی مردم با مأموریت‌ های پلیس ایفا کرد.

این مجموعه، صرفاً بازخوانی یک پرونده جنایی نیست؛ بلکه روایتی مستند از تاریخ پلیس آگاهی ایران، شیوه‌ های کشف جرم در دهه ۶۰ و ناگفته‌ هایی است که پس از چهار دهه برای نخستین بار در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.

پرونده قتل سریالی زنان در دهه 60 چگونه باز شد؟

در اوایل دهه ۶۰، با کشف پیاپی اجساد زنانی در تهران، کرج، قزوین و تاکستان، پرونده‌ ای شکل گرفت که به‌ تدریج به یکی از بزرگ‌ ترین بحران‌های جنایی کشور تبدیل شد. قربانیان عمدتاً زنان بودند و در اغلب موارد، علت مرگ خفگی با طناب اعلام می‌شد.

در آن زمان، ساختار پلیس مانند امروز یکپارچه نبود و رسیدگی به پرونده‌ ها میان ژاندارمری، شهربانی و پلیس آگاهی تقسیم می‌شد. همین موضوع باعث شده بود ارتباط میان پرونده‌ های پراکنده به‌سادگی برقرار نشود و در ماه‌ های نخست، هیچ‌ کس با اطمینان از وجود یک قاتل سریالی سخن نگوید.

با افزایش تعداد قتل‌ ها در سال‌های ۱۳۶۳ و به‌ ویژه ۱۳۶۴، نگرانی‌ ها به بالاترین سطوح مدیریتی کشور رسید. تقریباً هر دو یا سه روز، خبر کشف جسد زنی دیگر منتشر می‌شد، اما هیچ سرنخ قطعی از عامل جنایت به دست نمی‌ آمد. این وضعیت تا جایی پیش رفت که جلسات متعددی در وزارت کشور با حضور مسئولان برگزار شد و پرونده به یک بحران ملی تبدیل شد.

در یکی از این جلسات حتی اعلام شد هر مجموعه یا تیمی که بتواند عامل این قتل‌ ها را شناسایی و دستگیر کند، به‌عنوان پاداش دو دستگاه خودروی پیکان دریافت خواهد کرد؛ پاداشی که نشان‌ دهنده اهمیت و حساسیت فوق‌ العاده این پرونده در آن مقطع بود.

در بررسی‌ های پلیسی، اظهارات برخی شاهدان توجه کارآگاهان را به یک شورولت رویال سبزرنگ جلب کرد؛ خودرویی که در نزدیکی چند صحنه قتل دیده شده بود. در ابتدا این سرنخ جدی گرفته نشد، اما با تکرار گزارش‌ ها، افسران پلیس به این نتیجه رسیدند که احتمالاً تمامی این قتل‌ها توسط یک نفر و با استفاده از همین خودرو انجام شده است.

به‌دنبال این کشف، جلسات تخصصی متعددی میان پلیس و مسئولان برگزار شد و کنترل خودروهای عبوری، به‌ ویژه در محور تهران–کرج، تشدید شد. ایستگاه‌ های بازرسی فعال‌ تر شدند و مأموران به‌ طور ویژه خودروهای هم‌ مشخصات با شورولت سبزرنگ را تحت نظر گرفتند.

بررسی پرونده‌ ها همچنین نشان می‌داد قربانیان اغلب با طناب سفیدرنگ خفه شده بودند و گزارش‌ های پزشکی قانونی نیز در تعدادی از پرونده‌ها از وقوع تعرض جنسی پیش از قتل حکایت داشت. شباهت شیوه قتل، نوع طناب، پراکندگی جغرافیایی و تکرار مشخصات خودروی دیده‌شده، سرانجام پلیس را به این جمع‌ بندی رساند که با یک قاتل سریالی رو به‌ رو است؛ فردی که ماه‌ ها در شهرهای مختلف کشور آزادانه رفت‌ و آمد می‌ کرد و هر چند روز یک‌بار قربانی تازه‌ ای می‌ گرفت.

این سرنخ‌ ها، نقطه آغاز عملیاتی بود که در نهایت به شناسایی و دستگیری مجید سالک‌ محمودی انجامید؛ پرونده‌ای که جزئیات آن برای نخستین بار در مجموعه مستند رکنا منتشر می‌شود.

از امشب، هر شب یک قسمت از این پرونده ویژه را در رکنا دنبال کنید.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1233969