پیراهنی که برای سردار سلیمانی مسئولیت آورد + فیلم

به گزارش رکنا به نقل از فارس ، ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، دهدلی حال‌ و هوای دیگری داشت. باران می‌بارید و اعضای گروه جهادی عاشورائیان چشم‌انتظار مهمانی عزیز بودند که قرار بود از مسیرهای صعب‌العبور خودش را به روستا برساند.نگرانی از اینکه بارندگی سفر را لغو کند، لحظه‌ای رهایشان نمی‌کرد. آنتن‌دهی تلفن همراه هم آن‌قدر ضعیف بود که پیگیری از راه دور به‌سختی انجام می‌شد. سرانجام گروهی را فرستادند تا از وضعیت مسیر خبر بیاورد.

خبر رسید؛ سردار وارد نخستین روستا شده بود

انتظار به پایان رسید. سردار غلامرضا سلیمانی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین، پس از ساعت‌ها عبور از راه‌های دشوار، قدم به دهدلی گذاشت؛ همان‌جا که مردم، با همه سادگی و صمیمیتشان، چشم‌به‌راه او بودند.نماز را زیر باران خواندند و بعد، در خانه‌ای روستایی، جلسه‌ای برای بررسی مسائل منطقه شکل گرفت. حرف از نیازهای مردم بود و کارهایی که باید برای بهبود زندگی آنان انجام می‌شد. پس از جلسه، چند پروژه افتتاح و کلنگ‌زنی شد و برنامه به آخرین بخش خود رسید؛ کلنگ‌زنی منازل مسکونی.از نگاه برگزارکنندگان، کار تمام شده بود؛ اما یکی از اعضای گروه جهادی هنوز یک برنامه کوچک در ذهن داشت. برنامه‌ای که شاید در آن روز، در کنار افتتاح پروژه‌ها و دیدار با مردم، چندان مهم به نظر نمی‌رسید؛ اما بعدها به بخشی از هویت گروه تبدیل شد.

«کلاهت را بگذار سر ایما»

عضو گروه جهادی عاشورائیان از قبل پیراهن مخصوص گروه را آماده کرده بود. می‌خواست سردار آن را بپوشد؛ یادگاری از دیداری که برای اعضای گروه، فراتر از یک برنامه رسمی بود. پیراهن را به سردار داد. میزبان می‌خواست خودش آن را بر تن او کند، اما سردار لباس را از دستش گرفت و شروع به پوشیدن کرد.

در همان لحظه، جمله‌ای گفت که حالا با گذشت بیش از دو سال، معنای دیگری پیدا کرده است: «کلاهت را بگذار سر ایما!»جمله‌ای خودمانی که فضای رسمی یک دیدار را کنار می‌زد و صمیمیت آن لحظه را نشان می‌داد. 

سردار پیراهن جهادی را می‌پوشید؛ اما ماجرا برای میزبان به همین‌جا ختم نمی‌شد. او که فرصت را مناسب می‌دید، از سردار خواست هر سال برای شرکت در اردوی جهادی به منطقه بازگردد.این درخواست شاید ساده به نظر می‌رسید؛ یک قول دوستانه میان اعضای گروه و فرمانده‌ای که مهمانشان شده بود. اما سردار آن را به خاطره‌ای گذرا محدود نکرد.

پیراهنی که برای سردار مسئولیت آورد

مدتی بعد، وقتی یکی از اعضای گروه جهادی برای دیدار دوباره به سراغ سردار رفت، موضوع پیراهن و قولی که در دهدلی داده شده بود، دوباره به میان آمد. سردار گفته بود: «اون پیراهن گروه جهادی شما برام مسئولیت آورده؛ سالی یک‌بار میام.»همین جمله، معنای آن دیدار را روشن‌تر می‌کرد. پیراهن برای سردار صرفاً لباسی نبود که در یک برنامه جهادی پوشیده باشد؛ بهانه‌ای شده بود برای یادآوری تعهدی که در برابر مردم منطقه پذیرفته بود.قولش هم در حد حرف نماند. سال بعد، سردار دوباره به منطقه آمد و این بار جانشین سپاه را نیز همراه خود آورد. برای اعضای عاشورائیان، این بازگشت اهمیت زیادی داشت. آنها فرمانده‌ای را دیده بودند که پس از یک دیدار، ارتباطش را با منطقه قطع نکرده بود؛ مردی که قول بازگشت داده بود و سال بعد، دوباره در میانشان حاضر شده بود. 

آن پیراهن حالا خاطره‌ای فراتر از یک دیدار داشت؛ به نشانه‌ای از پیوند میان سردار و گروهی تبدیل شده بود که می‌خواستند خدمت به مردم مناطق محروم را ادامه دهند.

سال ۱۴۰۵؛ این بار دختران سردار آمدند

گروه جهادی عاشورائیان برای سال ۱۴۰۵ نیز برنامه‌های زیادی تدارک دیده بود. قرار بود سردار ۲۴ اردیبهشت به منطقه بیاید؛ اما این بار، جای او خالی بود.

سردار سلیمانی به شهادت رسیده بود

قرار سالانه‌ای که از پوشیدن یک پیراهن جهادی آغاز شده بود، دیگر نمی‌توانست مانند گذشته تکرار شود. مردی که سال قبل به دهدلی بازگشته بود، این بار در میان مردم نبود؛ اما پیوندی که شکل گرفته بود، هنوز باقی مانده بود.در آن برنامه، دختران سردار به نیابت از پدر به منطقه آمدند. مردم دهدلی نیز برای استقبال از آنان سنگ تمام گذاشتند؛ مردمی که خاطره حضور سردار را فراموش نکرده بودند و حالا به‌جای او، میزبان دخترانش بودند.برای اعضای گروه جهادی، این دیدار یادآور جای خالی مردی بود که به قولش عمل کرده بود. آنچه از او باقی مانده بود، فقط خاطره یک روز بارانی یا تصویری با لباس جهادی نبود؛ بلکه رابطه‌ای بود که با مردم و گروه شکل گرفته و با رفتن او از میان نرفته بود. ازیک کاور جهادی تا نماد عاشورائیان

حالا گروه جهادی عاشورائیان تصمیم گرفته است همان کاور جهادی را با رنگ و هویت بصری آن، به نماد گروه تبدیل کند؛ کاوری که تصویر سردار شهید غلامرضا سلیمانی با همان لباس بر آن نقش بسته است.

این طرح با شعار «توسعه هدفمند مناطق محروم» شکل گرفته و قرار است در قالب کارت ویزیت گروه نیز منتشر شود.کاور طراحی‌شده چهار جیب دارد و نشان گروه جهادی روی یکی از جیب‌ها قرار گرفته است. در بخش دیگری از طرح نیز تصویر سردار سلیمانی دیده می‌شود؛ همان تصویری که او را با لباس جهادی نشان می‌دهد، در حالی که دستش را بالا برده است.رنگ سبز به‌عنوان نمادی از زندگی و توسعه انتخاب شده و تصویر سردار، یادآور همراهی و ادامه مسیر خدمت است. گروه می‌خواهد این لباس، علاوه بر معرفی هویت عاشورائیان، الگویی برای تداوم فعالیت‌های جهادی باشد؛ چه برای اعضای گروه و چه برای مسئولان و دیگر گروه‌هایی که در مناطق محروم فعالیت می‌کنند.

آنروز سردار سلیمانی این لباس را به دعوت گروه جهادی عاشورائیان پوشید؛ در سفری که با باران، مسیرهای دشوار و دیدار با مردم همراه بود. حالا همان لباس قرار است نشانه‌ای از هویت گروه باشد؛ گروهی که همراهی آن فرمانده را بخشی از خاطره و مسیر خود می‌داند.

سردار شهید غلامرضا سلیمانی

عهدی که با رفتن سردار تمام نشد

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، در دهدلی باران می‌بارید. سردار سلیمانی پیراهن جهادی گروه را پوشید و در میان گفت‌وگویی صمیمی، قول داد هر سال به منطقه بازگردد. سال بعد، برگشت، سال ۱۴۰۵، دخترانش به نیابت از او آمدند؛ و حالا گروه جهادی عاشورائیان تصمیم گرفته است تصویر همان روز را بر کاور خود بنشاند.سردار سلیمانی دیگر به دهدلی بازنمی‌گردد؛ اما پیراهنی که آن روز پوشید، حالا قرار است هر بار که بر تن یکی از اعضای عاشورائیان می‌نشیند، یادآور همان عهد باشد؛ عهدی برای ماندن در کنار مردم و ادامه دادن راه خدمت.

 

 

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1256832