یک بشقاب زولبیا امکلثوم را به دنیای خوانندگی کشاند
امکلثوم، خواننده نامدار مصری، در روایتی قدیمی از روزهای کودکیاش فاش کرده بود که ورودش به دنیای آواز با یک وعده زولبیا آغاز شد؛ اتفاقی که بعدها مسیر زندگی هنری او را تغییر داد.
به گزارش رکنا، امکلثوم، یکی از مشهورترین خوانندگان تاریخ موسیقی عرب، در گفتوگویی که سالها پیش در «اطلاعات هفتگی» منتشر شده بود، از روزهای کودکی و آغاز فعالیتش در دنیای آواز گفت؛ روایتی که در آن یک بشقاب زولبیا نقشی جالب در شروع مسیر خوانندگی او داشته است.
این گفتوگو در ششم مهر ۱۳۲۴ منتشر شده و امکلثوم در آن، برخلاف تصویری که معمولاً از زندگی یک ستاره بزرگ موسیقی وجود دارد، از شانس و یک اتفاق کوچک در دوران کودکی به عنوان یکی از عوامل ورودش به دنیای آواز یاد کرده است.
امکلثوم چگونه خوانندگی را شروع کرد؟
امکلثوم در این روایت گفته بود که در کودکی و هنگام بازی با عروسکش، تصنیفهای عامیانهای را که از اطرافیان شنیده بود برای او میخوانده است. پدر و برادرش تنها شنوندههای این آوازهای کودکانه بودند، اما پدرش خیلی زود متوجه استعداد دخترش شد.
پدر امکلثوم معتقد بود اگر دخترش موسیقی یاد بگیرد، میتواند به خوانندهای توانمند تبدیل شود. با این حال، امکلثوم در آن سن و سال علاقه چندانی به آواز خواندن برای دیگران نداشت و بیشتر مشغول بازیهای کودکانه خودش بود.
پیشنهاد پدر برای آواز خواندن در یک مهمانی
با رسیدن ماه رمضان، پدر امکلثوم به او خبر داد که قرار است به خانه یکی از صاحبان دفاتر اسناد رسمی بروند و از دختر خردسالش خواست در این مهمانی برای حاضران آواز بخواند.
امکلثوم پنجساله در ابتدا با این پیشنهاد مخالفت کرد؛ اما پدرش خیلی زود راهی برای راضی کردن او پیدا کرد. او به دخترش گفت در صورت رفتن به مهمانی میتواند یک شکم زولبیا بخورد.
همین وعده کافی بود تا نظر کودک پنجساله تغییر کند. امکلثوم که علاقه زیادی به زولبیا داشت، با خوشحالی آماده رفتن به مهمانی شد و حتی زودتر از پدر و برادرش راهی محل مهمانی شد.
![]()
جایزه نخستین اجرای امکلثوم چه بود؟
امکلثوم در آن مهمانی تصنیفهایی را که بلد بود اجرا کرد و نخستین «دستمزد» خود را دریافت کرد؛ دستمزدی که نه پول، بلکه یک بشقاب زولبیا بود.
او در خاطراتش گفته بود که تا دو سال بعد، هر بار برای خواندن به جایی میرفت، انگیزه اصلیاش یا زولبیا بود یا یک عروسک فرنگی. در آن دوره نه پولی دریافت میکرد و نه پدرش اجازه میداد دیگران به او پول بدهند.
چند سال بعد و در هفتسالگی، یکی از استادان مشهور موسیقی قاهره برای نخستین بار در ازای آواز خواندن، یک سکه طلا به امکلثوم داد. او نیز این نخستین درآمد خود از خوانندگی را به برادرش بخشید.
پدر امکلثوم چگونه مسیر هنری دخترش را ساخت؟
امکلثوم در ادامه خاطراتش تأکید کرده بود که اگر پدرش نبود، شاید مسیر زندگی هنری او کاملاً متفاوت میشد. به گفته او، پدرش از همان روزهای ابتدایی، علاوه بر تشویق او به آواز خواندن، روزانه زمانی را به آموزش شعر و ادبیات عرب اختصاص میداد.
پدر امکلثوم معتقد بود یک آوازهخوان نباید فقط صدای خوبی داشته باشد؛ بلکه باید با ادبیات آشنا باشد و داستانهای جذاب، نکتههای ظریف و مطالب گوناگون بداند.
این آموزشها بعدها برای امکلثوم اهمیت بیشتری پیدا کرد. او در این روایت گفته بود زمانی که به شهرت رسید و در مجالس پادشاهان و بزرگان حضور پیدا کرد، تازه ارزش آموزشهایی را که پدرش در کودکی به او داده بود، بهخوبی درک کرد.
![]()
امکلثوم: اگر پدرم نبود، چه میشد؟
خواننده مشهور مصری در این خاطره، نقش پدرش را در موفقیت خود بسیار پررنگ دانسته و تأکید کرده بود که بدون حمایت و آموزشهای او، شاید حتی همان تصنیفهای عامیانهای را که در کودکی میخواند، در سالهای جوانی فراموش میکرد.
او همچنین در روایت خود بر اهمیت تلاش در کنار شانس تأکید کرده و معتقد بود کامیابی فقط نتیجه بخت و اقبال نیست. از نگاه او، شانس زمانی میتواند زندگی یک فرد را تغییر دهد که شخص برای استفاده از آن فرصت، آمادگی و تلاش لازم را داشته باشد.
داستان آغاز خوانندگی امکلثوم با یک بشقاب زولبیا، سالها بعد همچنان یکی از خاطرات جالب درباره کودکی این خواننده بزرگ مصری است؛ دختری که یک مهمانی ساده، تشویق پدر و البته علاقه فراوانش به زولبیا، او را به مسیری وارد کرد که بعدها به شهرت گسترده در جهان عرب انجامید.
-
فیلم سبیل زنانه تحریکآمیز است؟! / رونمایی رامبد جوان از رفتارهای ناباورانه در صداوسیما!
ارسال نظر