روایت میدانی رکنا از اصابت 4 موشک در 35 ثانیه
فیلم / اینجا لامرد است؛ شهری زیر باران ترکش با کوچه پس کوچه هایی پر از ماتم و بغض
حوادث رکنا: در سفر میدانی خبرنگار رکنا به همراه سخنگوی وزارت امور خارجه به لامرد، از نزدیک پای روایت مردمی نشستیم که هنوز رد ترکشها را روی دیوارهای شهر و داغ عزیزانشان را در قلبشان دارند؛ شهری که 21 شهید و 180 مجروح بر جای گذاشت.
به گزارش اختصاصی رکنا، در سفر میدانی خبرنگار رکنا به همراه اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه به شهر لامرد، روایت مردمی شنیده شد که هنوز زیر سایه حمله روز نخست جنگ زندگی میکنند؛ شهری که به گفته مجروحان و خانوادههای شهدا، ترکشهای بمبهای منفجرشده پیش از رسیدن به زمین، کودکان، نوجوانان، زنان و مردانی را هدف قرار داد که هیچ نقشی در جنگ نداشتند.
اینجا لامرد است؛ شهری که تا به آن سفر نکنید، شاید متوجه نشوید چه آتشی به جان مردم این شهر افتاده است.
در این سفر پای صحبت مجروحان، خانوادههای شهدا و مردم این شهر نشستیم؛ روایتهایی که از دل یک اتفاق تلخ و فراموشنشدنی بیرون میآید.
با هر کدام از زخمیها و خانوادههای شهدا که صحبت میکنیم، یک نکته بیش از همه خودنمایی میکند؛ در میان قربانیان این حمله، نظامیای حضور نداشته و آنچه مردم این شهر تجربه کردند، بارش ترکشهای بمبهای دشمن بر سر غیرنظامیانی بود که هیچ نقشی در جنگ نداشتند.
کودکان، نوجوانان، زنان و مردان لامردی، قربانی ترکشهایی شدند که بر پیکر شهری فرود آمد که مردمش درگیر جنگ نبودند.
اینجا لامرد است؛ شهری که تمام مردم آن بارش ترکشهایی را تجربه کردند که از بمبهایی بر سرشان فرود آمد که به گفته روایتهای مطرحشده درباره این حمله، حدود 18 متر پیش از رسیدن به زمین منفجر شدند.
اینجا لامرد است؛ جایی که کودکان زمانی بازیهای کودکانه داشتند، اما حالا خانوادهها از ترس تکرار حادثه، حتی برای فرستادن فرزندانشان به کلاسهای ورزشی نیز نگران هستند و به دنبال سرپناهی امن برای آنها میگردند.
اینجا لامرد است؛ جایی که اوج بیرحمی آمریکاییها، پس از حادثه مدرسه میناب، در این شهر رخ داد؛ حادثهای که یک روز تاریخ درباره ابعاد آن قضاوت خواهد کرد و خواهد گفت چه اتفاقی بر مردم این شهر گذشت.
در گفتوگو با مردم، مجروحان و خانوادههای شهدا، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآمد، نبود خواستههای شخصی بود. آنها خواستهای فراتر از این ندارند که کسانی که با دشمنی و بیرحمی به این شهر تاختند، پاسخگو باشند و دیگر چنین جنایتهایی در هیچ نقطهای از جهان تکرار نشود.
آنها میخواهند سازمانهای حقوق بشری و سازمان ملل، این موضوع را با نگاه انسانی و بشردوستانه دنبال کنند تا چنین اتفاقاتی دوباره در هیچ کجای دنیا رخ ندهد.
وقتی از این شهر خارج شدیم، احساس میکردیم گرههایی پر از بغض را در لامرد جا گذاشتهایم؛ بغضهایی که شاید نتوان حتی در کابوس هم چنین اتفاقی را برایشان تصور کرد.
وقتی وارد کوچههای شهر میشوید، رد ترکشها را همه جا میبینید؛ روی دیوارها، روی زمین و حتی در روایت و قلب مردمی که هنوز درد این حادثه را با خود حمل میکنند.
هر بمب، هزار و 80 ترکش؛ 4 بمب در 35 ثانیه؛ 21 شهید و 180...
اینجا لامرد است؛ قلب مردمش درد میکند، اما هنوز ایستادهاند.
ارسال نظر