اختصاصی رکنا:
گفتگو با زن شوهرکش در تهران :اول قرص خوراندم نمرد بعد بدترین تصمیم را گرفتم
حوادث رکنا: زن ۳۸ سالهای که در جریان درگیری با همسرش او را به قتل رسانده و سپس تلاش کرده بود ماجرا را خودکشی جلوه دهد، پس از مواجهه با شواهد و مدارک به قتل اعتراف کرد و جزئیات جنایت را برای کارآگاهان تشریح کرد.
به گزارش رکنا، دو روز قبل مرگ مشکوک مرد جوانی در خانهای در تهرانپارس به پلیس ۱۱۰ گزارش شد و تیم جنایی راهی محل شد. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در بررسیهای اولیه با جسد مرد جوانی مواجه شدند که بر اثر اصابت جسم سخت به سرش جان باخته بود. همسر مقتول مدعی شده بود شوهرش خودکشی کرده است، اما اظهارات همسایهها درباره شنیدن صدای درگیری و همچنین آثار بههمریختگی خانه، فرضیه قتل را مطرح کرد.
در ادامه زن جوان به عنوان مظنون تحت بازجویی قرار گرفت و پس از مواجهه با شواهد، به قتل همسرش اعتراف کرد. او مدعی شد در جریان اختلافات خانوادگی ابتدا به همسرش قرص داده و سپس با پارچ شیشهای و ماگ به سر او ضربه زده و در ادامه با اقدامات دیگری باعث مرگ وی شده است.
متهم پس از قتل نیز با صحنهسازی و تماس با پلیس تلاش کرده بود مرگ همسرش را خودکشی جلوه دهد، اما در تحقیقات جنایی راز این جنایت فاش شد و تحقیقات درباره ابعاد پرونده ادامه دارد.
چند وقت بود با همسرم اختلاف داشتم؛ دلیل اختلاف چه بود؟
همسرم مدام به من خیانت میکرد و من متوجه این موضوع شده بودم. از طرفی یک دختر معلول دارم و شرایط زندگی برایم سخت بود. اختلافات ما هم در این مدت بیشتر شده بود.
روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
آن شب تصمیم گرفتم به او قرص بدهم. ابتدا مقداری قرص داخل نوشیدنیاش ریختم و به او دادم، اما دیدم تأثیری ندارد و فقط حالش بد شده است.
چند قرص به او دادی؟
دقیقاً نمیدانم، اما در مجموع حدود ۲۰ قرص به او دادم. هر بار که میدیدم حالش خوب نیست، قرص بیشتری به او میدادم و منتظر بودم ببینم چه اتفاقی میافتد.
چه زمانی تصمیم به قتل گرفتی؟
وقتی دیدم با وجود خوردن قرصها اتفاقی برایش نیفتاد، عصبانی شدم و دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم.
بعد چه کار کردی؟
یک پارچ شیشهای روی اوپن آشپزخانه بود. آن را برداشتم و چند ضربه به سرش زدم. همسرم بیحال روی زمین افتاد، اما هنوز زنده بود.
ماجرا همانجا تمام نشد؟
نه. یک لیوان ماگ هم آنجا بود که با آن هم به سرش ضربه زدم. خیلی ترسیده بودم و نمیدانستم باید چه کار کنم.
بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟
او روی زمین افتاده بود و من باز هم کنترل خودم را از دست دادم. در ادامه با تیغ به دستش آسیب زدم و بعد هم با متکا جلوی تنفسش را گرفتم تا اینکه جانش را از دست داد.
قتل چه ساعتی اتفاق افتاد؟
حدود ساعت ۳ بامداد بود.
بعد از قتل چه کردی؟
خیلی ترسیده بودم. از حدود ساعت ۳ تا ۱۰ صبح مشغول تمیز کردن خانه بودم تا آثاری باقی نماند و پلیس متوجه نشود چه اتفاقی افتاده است.
چرا تصمیم گرفتی ماجرا را خودکشی نشان بدهی؟
ترسیده بودم. حدود ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۱:۳۰ صبح با پلیس تماس گرفتم و گفتم همسرم خودکشی کرده است.
فکر میکردی پلیس متوجه واقعیت نمیشود؟
آن لحظه فقط ترسیده بودم و میخواستم somehow خودم را نجات بدهم، اما وقتی مأموران آمدند و از من تحقیق کردند، متوجه شدم اظهاراتم با شواهد موجود همخوانی ندارد.
در نهایت چطور اعتراف کردی؟
آنقدر از من سؤال کردند و تناقضهای حرفهایم را مطرح کردند که دیگر نتوانستم ماجرا را پنهان کنم و مجبور شدم حقیقت را بگویم.
چند سال است ازدواج کردهای؟
۳۸ سال دارم و بیشتر از ۱۰ سال است که ازدواج کردهام.
حالا که به گذشته نگاه میکنی، پشیمانی؟
بله، خیلی پشیمانم. کنترل خودم را از دست دادم و کاری کردم که نباید انجام میدادم.
-
خلاصه بازی آرسنال 2-0 ساندرلند
ارسال نظر