زن 30 ساله راز سرقتهای شوهرش را فاش کرد
حوادث رکنا: نگهبان یک مجتمع مسکونی در محدوده بولوار نماز مشهد با شنیدن فریاد و فحاشی یک مرد، از محل نگهبانی خارج شد و در اراضی خالی اطراف با صحنهای عجیب روبهرو شد؛ زن و مرد جوانی در حال بیرون کشیدن لوازم و قطعات خودرو از زیر خاک بودند.
به گزارش رکنا، نگهبان که به این افراد مشکوک شده بود، بلافاصله موضوع را به پلیس ۱۱۰ اطلاع داد و همزمان چند نفر از نگهبانان مجتمعهای اطراف را نیز در جریان گذاشت تا راه فرار متهمان مسدود شود. در پی این گزارش، سرهنگ حسن آخوندی، رئیس کلانتری میدان جهاد، دستور رسیدگی فوری به موضوع را صادر کرد و نزدیکترین واحد گشت انتظامی به محل اعزام شد.
مأموران انتظامی زمانی به محل رسیدند که زن و مرد جوان با مشاهده خودروی پلیس قصد فرار داشتند. مرد جوان که خود را در محاصره مأموران و نگهبانان میدید، زن همراهش را رها کرد و به تنهایی در تاریکی گریخت.
زن جوان که توان فرار نداشت، پس از طی مسافتی کوتاه دستگیر شد. در بازرسی از محل نیز مقادیری لوازم و قطعات خودرو که از زیر خاک بیرون آورده شده بود، کشف شد و بررسیها نشان داد این اموال سرقتی هستند.
متهم فراری شوهر دومم است
زن دستگیرشده که خود را «مریم» و ۳۰ ساله معرفی کرد، در تحقیقات اولیه به همدستی با مرد فراری در سرقتها اعتراف کرد و گفت:
«مردی که فرار کرد جواد نام دارد. او شوهر دوم من است. بعد از طلاقم در شرایطی که حال روحی خوبی نداشتم با او آشنا شدم و با هم عقد کردیم.»
مریم مدعی شد احتمال میدهد جواد همسر دیگری داشته باشد و گفت: «هر روز میگوید زن دیگری در زندگیاش نیست، اما شبها پیش من نمیماند و به بهانهای از خانه خارج میشود. نمیدانم شبها کجا میرود، اما صبح میتوانم شما را تا پاتوقش راهنمایی کنم.»
زندگی تلخ زن جوان
با توجه به وضعیت روحی مریم، سرهنگ حسن آخوندی دستور داد او برای بررسی وضعیت روحی و شخصیتی در اختیار دایره مددکاری و مشاوره کلانتری قرار گیرد.
سرهنگ زهره پارسا، رئیس دایره مددکاری و مشاوره کلانتری جهاد، رسیدگی به وضعیت این زن جوان را برعهده گرفت و مریم در گفتوگو با کارشناسان از زندگی پر فراز و نشیب خود پرده برداشت.
او گفت در خانوادهای پرجمعیت و در یکی از مناطق محروم شهر بزرگ شده و از کودکی تنها راه نجات خود را درس خواندن میدانسته است. مریم پس از ورود به دانشگاه با جوانی به نام «سهیل» آشنا شده و با وجود مخالفت پدرش با این ازدواج، با او ازدواج کرده است.
مریم ادامه داد که پس از ازدواج دانشگاه را رها کرده و مشکلات زندگی مشترکشان خیلی زود آغاز شده است. به گفته او، همسر سابقش او را به مصرف مواد مخدر گرفتار کرده و در ادامه برای جدایی از او اقدام کرده است.
۲ سال است دخترم را ندیدهام
این زن جوان گفت در جریان زندگی مشترک متوجه شده باردار است و طلاق آنها تا زمان تولد فرزندشان به تأخیر افتاده است.
او افزود پس از تولد دخترش، همسر سابق و خانواده او از دادگاه حضانت کودک را گرفتهاند و اجازه دیدار با دخترش را نیز به او نمیدهند.
مریم گفت:
«دخترم الان چهار سال دارد و من دو سال است حتی یک بار هم نتوانستهام او را از نزدیک ببینم.»
او همچنین مدعی شد پس از طلاق، همسر سابقش نزد خانواده او دربارهاش بدگویی کرده و همین موضوع باعث شده پدرش نیز او را به خانه راه ندهد.
مریم گفت پس از حدود یک سال آوارگی و زندگی در خیابان با جواد آشنا شده و با او عقد کرده است.
شوهرم دزد بود
مریم در ادامه اعترافاتش گفت از همان ابتدا میدانسته جواد سارق است.
به گفته او، جواد به همراه یکی از دوستانش به مناطق غربی و خلوت شهر میرفتند و پس از سرقت لوازم و قطعات خودرو، اموال مسروقه را در زمینهای خالی زیر خاک مخفی میکردند.
مریم گفت:
«آنها برای اینکه من سرعتشان را کم نکنم، میگفتند همین جا بمان تا ما برگردیم. بعد با کلی وسیله و اموال سرقتی برمیگشتند. لوازم را در زمینهای خالی نزدیک، زیر خاک پنهان میکردیم و بعد از چند روز دوباره برمیگشتیم تا آنها را بیرون بیاوریم و بفروشیم.»
نارو زدن همدست، راز اموال دفن شده را فاش کرد
مریم در تشریح ماجرای دستگیری خود گفت سه روز قبل، جواد و دوستش تعدادی از اموال سرقتی را در همان محل دفن کرده بودند و روز حادثه برای بیرون آوردن آنها به محل رفته بودند.
اما زمانی که به محل رسیدند، متوجه شدند همدست جواد زودتر از آنها آمده و وسایل باارزش را برده است.
مریم گفت همین موضوع باعث عصبانیت شدید جواد شد و او با تلفن همراهش با همدست خود تماس گرفت و شروع به فحاشی و دادوفریاد کرد.
به گفته مریم، آنها نزدیک چند مجتمع مسکونی بودند و صدای بلند جواد باعث شد نگهبانان متوجه حضورشان شوند.
مریم گفت زمانی که مأموران پلیس به محل رسیدند، جواد ناگهان مسیرش را تغییر داد و او را تنها گذاشت و فرار کرد.
این زن جوان در پایان گفت:
«هرچه صدایش کردم حتی من را نگاه هم نکرد. مأموران هم که صدای مرا شنیده بودند دستگیرم کردند. از این نامردی جواد خیلی ناراحت شدم. الان او راحت پیش همسر دیگرش است و من اینجا گرفتار شدهام. برای همین میخواهم برای دستگیری او به پلیس کمک کنم.»
تحقیقات برای شناسایی و دستگیری «جواد» و روشن شدن ابعاد دیگر سرقتها ادامه دارد.
-
روایت تکاندهنده از ۴۷ سال نفوذ در جمهوری اسلامی/ نفوذی و جاسوس را اشتباه نگیریم + فیلم
ارسال نظر