حادثه خونین در مراسم تشییع پیکر ناصر ملک مطیعی + عکس
کدخبر:
384030
لینک کپی شد
رکنا:ازدحام و شلوغی در بهشت زهرای تهران در مراسم تدفین پیکر زنده یاد ناصر ملک مطیعی که به سقوط داربست ها روی سر مردم و درگیری انجامید.
کدخبر:
384030
لینک کپی شد
ازدحام جمعیت در مراسم ناصر ملک مطیعی صبح امروز به حدی زیاد بود که با فشارهای زیاد مردم داربست های این مراسم فرو ریخت و برخی از هموطنان عزیزمان متاسفانه دچار حادثه شدند و آه و ناله های آنان سر به آسمان کشید.
-
فیلم/نگاهی به جشن تولد باشکوه و شاهانه 43 سالگی احسان علیخانی با تیپ و استایلهای باوقار و ایرانی پسند/حرف پشت سرشون زیاده ولی آبانیها رو همه دوست دارند
۹۰ درصد این مردم اصلا مرحوم رو نمیشناسن یا در حد یه اسم میشناسن
احترامش واجب ولی بعضی خیلی بزرگنمایی میکنن انگار هزارتا خاطره باهاش دارن ما هممون دهه ۶۰ی هستیم
دهه ۴۰ی ها باهاش خاطره دارن
ماها که شاید تک و توک فیلماشو دیده باشیم
بعد از ارسال بخش یازدهم سری به اخبار زدم، که دیدم که ناصر ملک مطیعی در آغازین ساعتهای امروز در گذشته است، او از نظر فیزیکی راحت شد، زیرا بسیار مریض بود، آنچه که مهم است، این است که زندگی او - از نظر جای پا در تاریخ - مثبت به پایان رسید، و من حدود ۲ سال پیش به این موضوع پی بردم، که از این بابت خرسندم، به هر حال، مرگ ناصر نیز به رویدادهای ماه خرداد پیوند خورد، که یک ماه پر حادثه در تاریخ معاصر ایران است، و من با این شعر، مرگ او را به خانواده ی او، دوستان او، و مردم ایران تسلیت میگویم، منهای چهره ی عبوس، با سینه ی سپر، و اما شعر
پایان تاریخی
ناصر ملک مطیعی، زندگانی طولانی خویش را، تاریخی رساند به پایان
او، آیندگان را تنها رها نکرد، پیام او به آینده، هست قابل توجه شایان
ناصر، ثابت کرد که پهلوان زور خانه ی تاریخ بوده است، زور او
بر محور اندیشه بود، لذا، نور احترام تاریخ، بارنده خواهد بود بر گور او
به مرگ گفتم: مرگ میاید، مثل تمام حادثههای زندگی، کشیدن نفس
به آن صورت مهم نیست، مهم این است که چگونه، پر میکشیم ما از این قفس
ناصر، اهل تاریخ را به حال خود رها نکرد، به عنوان غمخوار آنها مرد
جنازه ی او حتی، سوگند وفاداری به رشد تاریخی تاریخ را خورد
به مرگ گفتم: نگاه من به مرگ، بسیار طبیعی است، همراه با آرامش
گاهی از اوقات چیز بدی هم نیست، فشارهای روانی را میدهد کاهش
امید من به پایان زندگانی خویش این است که این پایان، برای ابر تاریخ
باشد نیروی باریدن، تا آنروز، بر آن هستم که باشم تنها، اما ببر تاریخ
تاریخ سرودن: شنبه ۲۶ می ۲۰۱۸ برابر با ۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۴ بعد از نیمه شب
آه و ناله های آنان سر به آسمان کشید؟؟؟...قربون این طرز نوشتارت عزیز جان