این 4 دختر تهرانی داستان عجیبی دارند!
رکنا: 4 دختر تهرانی پس از مرگ مادرشان داستان عجیبی پیدا کردند.
پسر دایی عاشق پس از سالها تلاش موفق شد با آخرین دخترعمهاش ازدواج کند. شوهر عمه سختگیر سالها بود که با مرگ همسرش چهار دخترش را در خانه نگه داشته و اجازه هیچ کاری به آنها نمیداد. مرد جوان وقتی پای در دفتر ازدواج گذاشت با آخرین تیری که داشت، به هدف زد.
او به علی بالایی - سردفتر ازدواج در تهران گفت: سالها پیش بود که عمهام عمرش را به شما داد و از آن به بعد شوهر عمهام که مردی سختگیر و تعصبی است به تنهایی از چهار دخترش نگهداری کرد. وی ادامه داد: دخترها یکییکی بزرگ میشدند ولی پدر سختگیرشان به آنها اجازه درس خواندن و هیچگونه فعالیتی نمیداد. چند تن از اقوام نزدیک به خواستگاری آنها رفتند ولی هیچکدام از آنها به علت رفتار پدرشان و سختگیریهای او نتوانستند ازدواج کنند. او آنقدر بدبین و شکاک بود که به هر خواستگاری یک عیب و ایرادی زد و باعث شد که سن دخترانش بالا برود و نتوانند ازدواج کنند. این جوان اضافه کرد: دلم به حالا آخرین دخترعمهام میسوزد، میخواهم با او ازدواج کنم تا لااقل روح عمهام آرام گیرد، شاید اگر او خوشبخت شود سه خواهر دیگر هم پایگاهی پیدا کنند. وی اضافه کرد: با والدینم چند بار به خواستگاری رفتیم ولی هر بار با توهینهای او مواجه شدهایم و به همین خاطر دیگر پدر و مادرم حاضر نیستند که در این کار پای پیش بگذارند، حالا اینجا آمدهام و از شما تقاضای کمک دارم. رفت و آمدهای سردفتر ازدواج به عنوان کسی که قصد پا در میانی برای این وصلت داشت، چند هفته ادامه پیدا کرد. پدر دختر که مردی خشن و پرخاشگر بود، هر بار با رفتاری ناشایست او و جوان را از خانهاش بیرون میانداخت. پدر دختران وقتی در آخرین جلسه متوجه شد که با یک شکایت به خاطر رفتار غیرقانونیاش تحت تعقیب قرار خواهد گرفت، دست از پرخاش کشید. صیغه عقد که میان دخترعمه و پسردایی خوانده شد اشک از چشم همه سرازیر شده بود. عروس بدون آنکه از پدر چیزی به عنوان جهیزیه دریافت کند، به خانه شوهر رفت. شرط داماد برای این ازدواج درس خواندن و تحصیل کردن عروس بود.
-
فیلم خلاصه بازی منچستریونایتد 2 - اتلتیکومادرید 1