به گزارش اختصاصی رکنا، وقتی عروس و داماد پای در دفترخانه گذاشتند عروس با وجود تمام علاقه و فروتنی‌اش به نظر مردد می‌آمد. وقتی موسوی، سردفتر ازدواج از میزان مهریه سوال کرد. داماد با ناراحتی شروع به صحبت کرد. ـ علاقه زیادی به همسرم دارم. از وقتی با او آشنا شده‌ام مطمئن هستم که در کنار هم با خوبی و خوشی زندگی خواهیم کرد. مطمئن هستم که زندگی‌مان در نهایت خوشبختی سپری خواهد شد. با اینکه می‌دانم در طول 9 ماه توانسته‌ام عشق و علاقه‌ام را به همسرم و خانواده‌اش ثابت کنم اما نمی‌دانم او چرا برای ازدواج با من شرط کرده 6 هزار سکه به عنوان مهریه‌اش در نظر گرفته شود. به همین علت خانواده من مخالف هستند و حاضر نشدند در مراسم شرکت کنند. ولی خود من باز هم حاضرم این شرط را بپذیرم. داماد که امیدوار بود این حرف‌هایش باعث تغییر نظر عروس برای کاهش میزان مهریه شود، وقتی دید عروس تصمیم ندارد میزان مهریه را کم کند، آمادگی خود را برای این پیوند اعلام کرد. خطبه عقد عروس ثروتمند و داماد فقیر خوانده شد و آنان به صورت قانونی به عقد ازدواج هم درآمدند.
چند هفته بعد
عروس برای گرفتن عقدنامه و مدارک دیگر دوباره به دفترخانه آمده بود. این بار او تنها بود. عروس در برابر عاقد که ایستاد، گفت: از زمانی که خطبه عقدمان را خواندید یک علامت سوال در ذهن و چشم شما احساس می‌کردم. حالا آمده‌ام تا هم مدارک را بگیرم و هم اینکه جواب سوالی را که هرگز نپرسیدید بدهم.

راستش من نسبت به ابراز عشق و علاقه این جوان تا حدی مشکوک هستم. اگرچه او فرد خوب و توانمندی است ولی فکر می‌کنم یکی از دلایلی که او را به اصرار و ابراز عشق آتشین نسبت به من کشانده،‌ ثروت فراوان پدرم است. پدرم پس از مرگ ارثیه زیادی را برای من باقی گذاشته است و من از لحاظ سنی از همسرم شش سال بزرگ‌تر هستم با این حال او به عشق خود اصرار دارد. من این میزان مهریه را درخواست کردم تا از فروپاشیدگی زندگی‌مان در آینده جلوگیری کنم. مطمئنا اگر او به طمع پول و ثروت پا جلو گذاشته باشد با این میزان مهریه نقشه شومی را که کشیده است،‌ نمی‌تواند عملی کند.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 409758
  • فیلم چهره باز دزدان تهران / لحظه سرقت ایسوی 206 سفید در خیابان پیروزی

اخبار تاپ حوادث