مانند غریقی که به هر خس و خاشاکی دست می‌برد، خود را ‌مستاصل می‌یابی و تا پاسی از شب را به تماس با کسانی که فکر می کنی شاید کاری از دستشان برآید، می‌گذرانی.

ساعت یک و دو شب می‌شود و خبر دلگرم کننده‌ای نمی‌رسد.

دو سه جوان داوطلب می‌شوند که بروند پای زندان Prison و قبل از کشیدن چهارپایه و طناب دار، به پای اولیای دم بیفتند و زاری و التماس کنند و این آخرین تیر ترکش ماست. دیشب این آخرین تیر هم به هدف نخورد و اعضایی که تا اذان صبح بیدار بودند و دعا می‌کردند، سحرگاهان اعدام execution ابوالفضل نوزده ساله را که در چهارده سالگی در ضربه چاقو، برچسب بزرگ قاتل The Murderer را بر گرده‌های نحیفش حمل کرده بود، به عنوان آخرین صحنه از این داستان یاس‌آور خبر گرفتند. داستانی که هر از چندگاه، یکبار برایمان تکرار می‌شود، اما غریبا که تکراری نمی‌شود و از زهرش فرو کاسته نمی‌شود.

آری دیشب شبی دیگر بود از شبهای اعدام

شبهای اعدام قاتلی که قبل از شناخت خود و دنیای پیرامونشان، فرصتشان برای فهم و جبران، به پایان می‌رسد و ما می‌مانیم و اندوه تکرار یک درد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 393026
  • فیلم/ نگاهی به چیدمان شاهانه و فوق لاکچری منزل لیلا بلوکات، بازیگر سریال یوسف پیامبر: از مبلمان سلطنتی و مدرن تا سلیقه هنری خانوم بازیگر در تزئیین سفره هفت سین

اخبار تاپ حوادث