ناگفته های عجیب از زندگی زن بیوه ای از زبان خودش !
حوادث رکنا: زنی به نام خاله کوکب بعد از مرگ شوهرش زندگی عجیبی داشت.
زن ۶۰ ساله به نام کوکب در حالی که آثار شادمانی در چهره اش موج می زد به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: ۴۰ سال پیش با مردی بد اخلاق ازندگی ام را شروع کردم، او فقط حرف های مادرشوهرم را قبول می کرد 7 سال اول زندگی را در خانه پدرشوهرم ماندم و هنگامی که همسرم از محل کارش بازمی گشت ابتدا در طبقه پایین منزل همه گزارش ها و کارهای روزانه را از مادرش می گرفت و سپس با بهانه جویی و فحاشی مرا کتک می زد تا این که با کمک پدر و برادرهایم با فروش طلاهایی که داشتم منزلی نقلی دور از پدر و مادر همسرم خریدیم، اما روزگار بر وفق مراد ما نبود و خیلی زود همسرم ورشکست شد به طوری که دوباره به مغازه پدرش بازگشت و باز هم تلخی های زندگی مان ادامه یافت تا این که ۸ سال قبل همسرم بر اثر ابتلا به بیماری سرطان درگذشت این در حالی بود که همه طلبکارانش مرا می شناختند و برای وصول طلب خود در منزلم می آمدند در این اوضاع نابسامان خانواده همسرم خود را کنار کشیده بودند و هیچ کمکی به من نمی کردند به ناچار برای پرداخت بدهی های همسرم به پرستاری از بیماران زن پرداختم و در کنار این کار صنایع دستی هم تولید می کردم و به فروش می رساندم تا این که پسرانم کمک خرجم شدند و زندگی ام به روال عادی بازگشت زندگی آرامی را تجربه می کردم که یک روز سرد زمستانی خبر آوردند مادر شوهرم بر اثر سکته قلبی در حیاط منزل به زمین خورده و دچار شکستگی استخوان شده است ماه اول فرزندانش به او کمک می کردند اما آن ها یکی پس از دیگری از مراقبت او خسته شده و مادرشان را تنها گذاشته بودند در این شرایط وقتی به عیادتش رفتم با گریه و عذرخواهی به استقبالم آمد و گفت عروس گلم مرا حلال کن که در حقت خیلی جفا کردم با این جمله اشک از چشمانم جاری شد و مادرشوهرم را به خانه خودم بردم تا این که بر اثر سکته مغزی درگذشت و خوشحالم گذشت کردم.
-
جزئیات اولیه انفجار در شهرک شمس آباد اعلام شد