با کسی رفت‌و‌آمد نمی‌کردم و جواب سلام اطرافیانم را هم نمی‌دادم. ولی راست می‌گویند در همیشه بر روی یک پاشنه نمی‌چرخد. ورق برگشت و از اوج غرور و خودخواهی به قعر فلاکت و خواری افتادم. یک سرمایه‌گذاری اشتباه باعث شد دارایی‌ام را از دست بدهم.

چک‌هایم یکی پس از دیگری برگشت می‌خوردند و سر‌و‌صدای طلبکارهایم در‌آمده بود. خانه و زندگی‌ام را جمع کردم و به خانه پدرزنم رفتم. آن‌ها هوایم را داشتند و سعی می‌کردند به من روحیه بدهند تا از این وضعیت نابسامان گذر کنم. ولی من که دچار افسردگی شدید روحی و روانی شده بودم و دنبال راهی برای آرامشم می‌گشتم از طریق نارفیقی به مواد‌مخدر معتاد Addicted شدم.

اوضاع زندگی‌ام خیلی آشفته شده بود و حالم روز‌به‌روز بدتر می‌شد. آن قدر همسر نازنینم را اذیت کردم که تقاضای طلاق داد و از خانه بیرونم کرد. از هم جدا شدیم. سرخورده و سرافکنده شده بودم. از شهر خودمان به مشهد آمدم و شاگرد یکی از آشنایان شدم.

با هم کارگری می‌کردیم و خرج مواد مخدرم را در می‌آوردم اما توان جسمی نداشتم و از عهده کارگری برنمی‌آمدم. دوستی پیدا کردم که سارق وسایل داخل خودرو بود. من در حال سرقت Stealing دستگیر شدم و به این وضعیت افتادم. هیچ‌کس باور نمی‌کند از چه حال و احوالی به چنین روز فلاکت‌باری افتاده‌ام. فقط می‌خواهم به کسانی که قصه تلخ سرنوشت مرا می‌خوانند بگویم من از دو چیز ضربه خوردم. اول قاطی شدن مال حلال و حرام و دوم غرور و خودخواهی.

متین نیشابوری

پایان خبر / رکنا / کدخبر 376935
  • فیلم صحنه حمله هولناک گاو شاخ دار به یک کودک

اخبار تاپ حوادث