به کلانتری پنج‌تن رفتم و کارشناس اجتماعی کلانتری مرا به مرکز مشاوره پلیس Police معرفی کرد. اعتراف می‌کنم اشتباه کرده‌ام و نمی‌خواهم زندگی‌ام را از دست بدهم. بعد از ازدواج تنها‌سرگرمی‌ام برنامه‌های ماهواره و گوشی تلفن همراهم بود. شب‌ها تا دیروقت پای برنامه‌های تلویزیون یا درگیر فضای مجازی بودم. او انتظار داشت صبح که می‌خواهد سر کار برود برایش یک لیوان چای بگذارم و بدرقه‌اش کنم و ظهر هم با روی خوش به استقبالش بروم. اما من که شب‌ها تا نزدیک صبح بیدار بودم، نمی‌توانستم روی پای خودم بایستم و از طرفی روزها هم با خواهر و مادرم قرار می‌گذاشتم و به این‌طرف و آن‌طرف می‌رفتم.

او از دست شلخته‌بازی‌هایم به‌ستوه آمده بود. اما چیزی نمی‌گفت، کم‌کم صدای خانواده‌اش درآمد. به پشتوانه امر‌و‌نهی‌های پدرم در برابر‌شان ایستادم. بیچاره شوهرم نیز از من حمایت کرد و به آن‌ها اجازه نداد حرفی بزنند. اما کاسه صبرش بالاخره لبریز شد. من در فضای مجازی یک مزاحم بی‌سروپا پیدا کردم. شوهرم که انگار دنبال بهانه‌ای می‌گشت تا عقده دلش را باز کند از کارهایم ایراد گرفت. چون نمی‌خواستم کم بیاورم با او جرو‌بحث کردم. بعد بدون اجازه‌اش بیرون زدم و به خانه پدرم رفتم. چند‌هفته گذشت. نه‌تنها دنبالم نیامد بلکه قفل در را هم عوض کرده است. می‌گوید به‌هیچ قیمتی حاضر نیست به این زندگی ادامه بدهد. او جلوی پدرم هم ایستاد و گفت: دخترتان را طلاق می‌دهم. خانواده‌ام می‌گویند شاخش را می‌شکنند اما من مقصرم و دلم برای او تنگ شده است. برایش زن خوبی نبودم و شخصیتش را خرد کرده‌ام. با این کارها لگد به بختم زدم و می‌خواهم اشتباهاتم را جبران کنم. امیدوارم مرا ببخشد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

متین نیشابوری

پایان خبر / رکنا / کدخبر 323383
  • دکتر پزشکیان: توسعه انرژی پاک، عدالت یارانه‌ای و اصلاح مدیریت، سه محور تحول اقتصادی/ مسیر اصلاحات آغاز شده و متوقف نخواهد شد

اخبار تاپ حوادث