قبل از آنکه به این بلا دچار شود، پسری مصمم و بااراده‌ بود. اگرچه نتوانست ادامه‌تحصیل بدهد، دل به کار فنی داد. با علاقه و پشتکار، خیلی زود توانست فوت و فن کارها را یاد بگیرد.

همه‌چیز داشت خوب پیش می‌رفت تا اینکه به دام دوست ناباب افتاد. خانواده‌اش چندبار برای ترک اعتیاد او اقدام کردند. فایده‌ای نداشت. اوضاعش به هم ریخته بود. از مادر و برادرش فاصله گرفته بود و کارتن‌خواب شده بود.

یک روز غروب خبر آوردند در خرابه‌ای جان باخته است. کنار او یک بستۀ پلاستیک‌پیچ کوچک مواد‌ مخدر هم کشف شد. جسدش به دستور بازپرس ویژۀ قتل Murder به پزشکی قانونی انتقال یافت.

پردۀ دوم: مرد جوان همیشه از کار و زندگی‌اش نالان بود. به جای آنکه دل به کار بدهد و به فکر آینده باشد، از این شاخه به آن شاخه می‌پرید.

شاید بزرگ‌ترین ایراد او مقایسۀ زندگی‌اش با افرادی بود که وضع مالی‌شان از او بهتر بود. حساب و کتاب‌هایش خیلی به‌هم‌ریخته بود. نتوانست گلیم زندگی‌اش را از آب بیرون بکشد. چک‌بازی می‌کرد تا جواب طلبکارها را بدهد ولی کفگیرش به ته دیگ خورده و کلی هم قرض بالا آورده بود.

وضعیت زندگی‌اش روزبه‌روز بی‌ریخت‌تر می‌شد. افسوس که همچنان با غرور حاضر نمی‌شد به حرف بزرگ‌ترهایش گوش بدهد. او هم از خانه فرار Escape کرد و به مشهد آمد. در خانۀ یکی از دوستانش مخفی شد و بعد در اشتباهی دیگر به زندگی خود پایان داد. دفتر زندگی او در حالی بسته شده بود که خانواده‌اش با چشمانی گریان برای تحویل جسدش از شهرستان آمده بودند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

متین نیشابوری

پایان خبر / رکنا / کدخبر 317518
  • خلاصه بازی لیورپول 2 - لیدز یونایتد 4

اخبار تاپ حوادث