او که مردی باتجربه است همیشه می‌گفت: «تکلیف ریال‌به‌ریال حساب‌هایت با شریکت را روشن کن.». افسوس که مثل همیشه حرف‌هایش را نادیده گرفتم. بعد از این‌همه مشکل، باز هم خانواده‌ام حمایتم کردند. پدرم خانه‌اش را فروخت تا حساب طلبکارهایم را صاف کند. او به من روحیه می‌داد که هر شکست می‌تواند زمینه‌ای برای یک پیشرفت باشد و باید حواسم را بیشتر جمع کنم.

ما خانه‌ای اجاره کردیم و من همچنان خودم را لعن و نفرین می‌کردم که چرا خانواده‌ام باید چوب ندانم‌کاری‌های مرا بخورند. عذاب وجدان راحتم نمی‌گذاشت. دنبال راهی می‌گشتم که هر طور شده جبران خسارت کنم. کاری پیدا کردم و هر ماه اجاره را من می‌دادم. در این رفت‌وآمدها، خاطرخواه دختر صاحب‌خانه شدم. او می‌گفت طلاق گرفته و شوهرش معتاد Addicted بوده است. مادرش هم در جریان قرار گرفت. زن صاحب‌خانه‌مان ادعا می‌کرد سند خانه‌ای که از آن‌ها اجاره کرده‌ایم به نام دخترش است. به پیشنهاد این خانم، دخترش را مخفیانه عقد کردم. شرایط خانواده‌ام به گونه‌ای نبود که زن بگیرم اما، پس از چند ماه، فهمیدم چه کلاهی سرم رفته است. این خانم، نه‌تنها تعادل روحی-روانی ندارد، بلکه معتاد است. حالا دردسر جدیدی برایم درست شده است. او موضوع عقد مخفی‌مان را علنی کرده است و می‌گوید باید هرچه‌زودتر تکلیفش را روشن کنم. از خجالت و شرم فراری شده‌ام. چند روزی به خانۀ خاله‌ام در مشهد آمده‌ام. با پیشنهاد شوهرخاله‌ام، به مرکز مشاوره آمده‌ام تا ببینم راه درست و منطقی برای حل مشکلاتم چیست.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
متین نیشابوری

پایان خبر / رکنا / کدخبر 317516
  • فیلم خلاصه بازی نوستالژی بارسلونا 2-2 رئال مادرید/ الکلاسیکوی فراموش نشدنی ۲۰۱۸

اخبار تاپ حوادث