مادرم تقاضای طلاق داد و پدرم می‌گفت: «هر موقع پشت سرت را دیدی، طلاق را دیدی.». شکایت مادرم به نتیجه رسید و به خاطر اعتیاد پدرم، توانست با حمایت قانون Law حکم طلاق را بگیرد.

به خانۀ پدربزرگم رفتیم و مادرم همچنان سر کار می‌رفت. پدرم چند‌بار برایمان مزاحمت ایجاد کرد. می‌خواست مادرم را به خانه برگرداند. دایی‌ام، که می‌ترسید بار زندگی ما به گردنش بیفتد، اصرار می‌کرد مادرم و پدرم آشتی کنند ولی مادر کوتاه نیامد.

بعد از مدت کوتاهی، کم‌لطفی‌های دایی و همسرش شروع شد. زن‌دایی‌ام می‌خواست برای مادرم حرف دربیاورد تا مجبور شویم به خانۀ پدرم برگردیم. با آن اوضاع و احوال، در وضعیت روحی بسیار بدی بودیم. مادرم از دایی‌ام و همسرش انتظار چنین حرف‌هایی را نداشت. خانه‌ای اجاره کردیم و مستقل شدیم. درآمد ناچیز مادرم کفاف هزینه‌های زندگی و کرایۀ خانه را نمی‌داد. خیلی از شب‌ها لقمه‌ای نان خشک می‌خوردیم و می‌خوابیدیم. صورتمان را با سیلی سرخ نگه داشته بودیم.

مادرم دربرابر این مشکلات مثل کوه ایستاد و توکلش را هیچ‌گاه از دست نداد. خدا خیرش بدهد خاله‌ام و شوهرش را که دست ما را گرفتند. با کمک‌های آن‌ها توانستیم روی پای خودمان بایستیم و ناامید نشویم. سال‌ها به‌سرعت گذشت و من در دانشگاه درس می‌خوانم. برایم خواستگار آمده است. حالا به مرکز مشاورۀ پلیس Police آمده‌ایم. می‌خواهم با مشاورۀ قبل از ازدواج تصمیمی درست و منطقی بگیرم. اگر مادرم تن به ازدواج غلط با پدرم نمی‌داد، این‌قدر سختی نمی‌کشید. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 311789
  • فیلم / نگاهی به تغییر چهره و استایل بازیگران سریال «وضعیت سفید» بعد از 15 سال/ از لیندا کیانی و امیر کاظمی تا عباس غزالی و ابوالفضل پورعرب/ روح رفتگان شاد

اخبار تاپ حوادث