سارای 11 ساله را عمویش به یک مرد قاچاقچی فروخت/سرنوشتی تلخ و باورنکردنی
رکنا: دختر 11 ساله ای به قاچاقچی مواد مخدر فروخته شد و بعد فرار کرد و حالا یک افیونی است.
زنهای بزککردۀ توی کوچه و خیابان حالم را به هم میزنند. من یک زن هستم. نه اینکه حسودیام بشود بلکه دلم برایشان میسوزد، برای کسانی که شاید هنوز در منجلاب اعتیاد و فساد گرفتار نشده باشند و ناآگاهانه خودنمایی میکنند، برای آنهایی که قدر پاکدامنی و نجابت خود را نمیدانند.دلتنگم. دلم از زندگی و سرنوشتی که برایم رقم خورده است گله دارد اما نمیتوانم گریه کنم.
فقط زمانی که سلولهای بدنم به مواد مخدر نیاز پیدا میکنند، گریه که هیچ، ناله میکنم.
سارا نام دارم من شاهد مرگ تدریجی خود هستم و میدانم به آخر راه نزدیک شدهام. بچه بودم که پدر و مادرم فوت کردند. من در خانۀ عمویم قد کشیدم، عمویی که قاچاقفروش بود و همسری معتاد Addicted داشت.
نتوانستم به مدرسه بروم. از کودکی ساقی مواد مخدر شدم. عمویم میگفت: «چون دختر هستی، کسی به تو شک نمیکند.».
نوجوان شده بودم که عموی بیمعرفت مرا به یک قاچاقچی Smuggler فروخت. مثلا ازدواج کردم. پا به خانهای گذاشتم که پاتوق آدمهای کثیف و لاابالی بود. از طرفی، هوویم چشم دیدنم را نداشت. از خانۀ شوهر فرار Escape کردم و به خانۀ زن معتادی رفتم که چند سال برایش مواد مخدر میبردم.
او خانهاش را عوض کرد تا شوهرم مرا پیدا نکند. زندگی پنهانی من با این زن سرنوشتم را تباه کرد. امروز مأموران کلانتری دستگیرم کردند. من خستهام. برای یک لحظه پاکی و یک نفس با خدا بودن دلتنگم. از خودم بدم میآید، درست به اندازۀ نفرت از زنانی که قدر مقام و عزت خودشان را نمیدانند. من بردۀ خلافکاریهای عمویم و اعتیاد زنعمویم شدم اما این که خودم چرا معتاد شدم واقعاً جای تأسف دارد.
ای کاش از خاله و داییام کمک میگرفتم. ای کاش پنج سال قبل، که فراری شدم، برای طلاق قانونی اقدام کرده بودم.
این را از یک بهآخرخطرسیده بشنوید. بیبروبرگرد، هر اشتباهی آخر و عاقبتی بد و شوم در پی خواهد داشت.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
-
فیلم از زیبایی تنگه بکر ارسباران
ارسال نظر