اگر نمایشنامه‌خوانی را نسخه‌ی ناقص تئاتر بدانیم، از همان ابتدا شکست خورده ایم

به گزارش رکنا، نمایشنامه «تعادل شکننده» اثر ادوارد آلبی، برنده جایزه پولیتزر نمایشنامه در سال ۱۹۶۷ است. ادوارد آلبی از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان آمریکایی قرن بیستم است؛ نویسنده‌ای که بخش مهمی از آثارش را بر مواجهه انسان با بحران‌های پنهان زندگی روزمره، فروپاشی روابط، تنهایی، ترس و ناتوانی در برقراری ارتباط بنا کرد. «تعادل شکننده» نیز یکی از نمونه‌های شاخص همین نگاه است! آلبی در این اثر نشان می‌دهد که گاهی آنچه یک خانواده را کنار هم نگه می‌دارد، الزاماً عشق یا صمیمیت نیست؛ بلکه ترس از فروپاشی، عادت، نیاز به دیگری و ناتوانی از مواجهه با تنهایی است.

اکنون قرار است این نمایشنامه با ترجمه و کارگردانی آریو راقب کیانی، در قالب یک اجرای نمایشنامه‌خوانی، روز جمعه ۲۷ شهریورماه ۱۴۰۵ در سالن 7 بوتیک هنر ایران میزبان مخاطبان باشد. از همین رو با آریو راقب کیانی به گفت و گو نشستیم. متن گفت و گو با این مترجم و کارگردان  را باهم می‌خوانیم.

1. چرا ادوارد آلبی؟ در این مقطع چرا «تعادل شکننده»؟

چون فکر می‌کنم ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که همگی وانمود می‌کنیم که در وضعیتی متعادل قرار داریم؛ تعادل در خانواده، رابطه، شغل، زندگی اجتماعی... اما کافی است یک نفر در را باز کند و وارد زندگی ما بشود تا بفهمیم این تعادل چقدر شکننده و ناپایدار هست. آلبی در این نمایشنامه دقیقاً همین لحظه را به تصویر می‌کشد؛ لحظه‌ای که آرامش ظاهر سازی شده که سال‌ها پنهانش کرده‌ایم، دیگر نمی‌تواند پنهان بماند.

2. آیا "تعادل شکننده" نمایشنامه‌ای صرفا درباره‌ی خانواده است؟

اگر بخواهم ساده جواب بدهم، بله. اما از منظر دیگر پاسخ گسترده‌تر خواهد شد. این نمایش صرفا درباره‌ی ساختار خانواده نیست؛ بلکه درباره‌ی آدم‌هایی است که مجبورند کنار آدم‌های دیگری زندگی کنند و دوام بیاورند. خانواده فقط آزمایشگاه آلبی است. او می‌خواهد ببیند اگر تمام نقاب‌های اجتماعی را از صورت آدم‌ها برداریم، چه چیزی از انسانیت باقی می‌ماند.

3. در این نمایش، آدم‌ها خیلی حرف می‌زنند، اما آیا واقعاً با هم ارتباط برقرار می‌کنند؟

اتفاقاً یکی از جذابیت‌های نمایش دیالوگ محور همین است. اما به نظرم آلبی درباره‌ی «گفت‌وگو» نمی‌نویسد؛ درباره‌ی ناتوانی از گفت‌وگو می‌نویسد. شخصیت‌ها مدام حرف می‌زنند، اما گاهی هرکدام دارند به سؤال دیگری جواب می‌دهند و این موضوع شباهت بسیاری با خیلی از رابطه‌های واقعی ما در عصر حاضر دارد. 

4. پس چرا نمایشنامه‌خوانی؟ چرا اجرای کامل تئاتری نه؟

شرایط غیر قابل پیش‌بینی جامعه یکی از دلایل آن بود و همین طور چون احساس کردم این متن در وهله‌ی اول به گوش احتیاج دارد، نه به چشم. می‌خواهم مخاطب مجبور شود به کلمات گوش بدهد. وقتی میزانسن، دکور و حرکت‌ بازیگر را از معادله حذف می‌کنیم، کلمه به خودی خود تبدیل به کنش می‌شود و اگر نمایشنامه‌خوانی را نسخه‌ی ناقص تئاتر بدانیم، از همان ابتدا شکست خورده‌ایم. زیرا که نمایشنامه‌خوانی می‌تواند به تنهایی یک فرم مستقل باشد؛ فرمی که اتفاقاً امکانات خودش را دارد.

5. رابطه‌ی قدرت میان شخصیت‌ها در «تعادل شکننده» خیلی مهم است. شما در کارگردانی بیشتر دنبال کدام شخصیت بودید؟

من در طول پروسه تمرینات به دنبال «قربانی» و «مقصر» بودن هیچ کاراکتری نبودم. اتفاقاً فکر می‌کنم یکی از چیزهای بی‌رحمانه‌ی آلبی این است که اجازه نمی‌دهد خیلی راحت بگوییم چه کسی حق دارد و بنابراین قضاوت نمیکند. همه شخصیت های این نمایشنامه به نوعی زخمی‌اند و همه نیز هم‌زمان به دیگری زخم می‌زنند. اینجا اخلاق خیلی زود تبدیل به یک انگاره قضاوت آمیز مبدل می‌شود، و من هم نمی‌خواستم قضاوت کنم.

6. به نظر می‌رسد عنوان نمایشنامه برای شما فقط یک اسم نیست؛ یک ایده‌ی اجرایی هم هست.

دقیقاً. برای من «تعادل شکننده» بیشتر از اینکه درباره‌ی تعادل باشد، درباره‌ی ترس از برهم خوردن تعادل است، به خصوص برای کاراکتر اصلی نمایش یعنی اگنس. آدم‌ها گاهی به یک وضعیت بد می‌چسبند فقط چون از وضعیت نامعلوم و مبهم آینده هراس دارند. ممکن است خانواده‌ای سال‌ها در یک وضعیت بیمارگونه زندگی کند، اما همان وضعیت برایشان امن‌تر و ایمن‌تر از هر تغییر باشد.

7. فکر می‌کنید تماشاگر ایرانی چقدر می‌تواند با خانواده‌ی این نمایش ارتباط برقرار کند؟

خیلی زیاد. شاید حتی بیش از چیزی که فکر می‌کنیم و نباید مساله و دغدغه نمایشنامه را در انحصار خانواده آمریکایی دانست. هر چند مسئله‌ی آلبی آمریکایی است، اما تنش‌هایش در سرتاسر نمایش انسانی‌اند. پدر و مادر، فرزند، همسر، تنهایی، وابستگی، ترس از پیری، ترس از رهاشدن... این‌ها را نمیتوان مرز بندی کرد.

8. اگر بخواهید «تعادل شکننده» را در سه کلمه معرفی کنید؟

خانواده، تنهایی، فروپاشی و شاید اگر بخواهم چهارمی را هم اضافه کنم: سکوت.

9. و آخرین سؤال؛ مخاطب چرا باید بیاید «تعادل شکننده» را ببیند؟

چون احتمالاً همه‌ی ما در زندگی‌مان حداقل یک "تعادل شکننده"  داریم. چیزی که با یک تلفن، یک جمله، یک ورود، یک رفتن یا حتی یک سکوت می‌تواند فرو بریزد و از هم بپاشد. ما قرار نیست بعد از تماشای این نمایش جواب همه‌چیز را پیدا کنیم. شاید فقط تلنگری است که کمی بیشتر از قبل بفهمیم چه چیزهایی در زندگی‌مان وانمود می‌کنند سر جای خودشان هستند و در واقع از اصل موضوع بسیار فاصله دارند.

آذین آقاجانی

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250227
  • فیلم / شقایق دهقان از دلیل جدایی‌ شان گفت / دلیلی که شاید هیچکس فکرش را نمی کرد