مارال فرجاد بازیگر زنده شور : همزمان با شیمی درمانی در خارج از ایران بازیگری کردم / زیباترین صحنه فیلم مواجهه ام با حامد بهداد بود

به گزارش رکنا، خانم فرجاد، لطفاً درباره تجربه همکاری خود در فیلم «زنده‌شور» به کارگردانی کاظم دانشی توضیح دهید. این همکاری چه چالش‌ها، دشواری‌ها و فراز و نشیب‌هایی برای شما به همراه داشت؟ در این فیلم، در کنار جمعی از بازیگران شناخته‌شده حضور داشتید و در نهایت نیز موفق به دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل زن شدید. درباره تجربه حضور در چنین ترکیبی از بازیگران و همچنین دریافت سیمرغ برای این نقش چه نظری دارید؟

اواخر شهریورماه سال گذشته، خانم مینا سنگ‌سفید با من تماس گرفتند و برای همکاری در این پروژه دعوت کردند. در آن زمان به ایشان گفتم که جمعه همان هفته پرواز دارم و برای ادامه درمانم باید به بوداپست سفر کنم. ایشان توضیح دادند که نقشی برای من در نظر گرفته‌اند و بسیار مایل هستند که آن را ایفا کنم. با این حال، با توجه به برنامه‌ای که در پیش داشتم، قرار شد تصمیم نهایی را به زمان دیگری موکول کنیم

تماس را قطع کردم، اما مدتی بعد دوباره با ایشان تماس گرفتم و اعلام کردم که مایل به همکاری هستم. به دفترشان رفتم و با آقای کاظم دانشی درباره نقش و فیلمنامه صحبت کردم. همان زمان که ایشان درباره شخصیت و نقش برایم توضیح می‌دادند، احساس کردم با نقشی جذاب و قابل‌توجه مواجه هستم

پیش از آن نیز دو فیلم از آقای دانشی دیده بودم که هر دو دغدغه‌های اجتماعی داشتند و برایم قابل احترام بودند. همچنین می‌دانستم که بازیگران آثار ایشان معمولاً مورد توجه قرار گرفته‌اند. مجموعه این عوامل باعث شد با وجود اینکه در آن مقطع تحت شیمی‌درمانی بودم، تصمیم بگیرم پیشنهاد حضور در این پروژه را بپذیرم

روند فیلم‌برداری و هماهنگی آن با دوران درمان‌تان به چه صورت بود؟

پس از پذیرفتن نقش، چند سکانس از من گرفته شد. مهرماه برای انجام شیمی‌درمانی به خارج از کشور رفتم و پس از سه چهار روز بازگشتم و فیلم‌برداری آغاز شد. صبح روز پنجم آبان فیلم‌برداری به پایان رسید، همان شب بلیط پرواز گرفتم و روز هفتم آبان دوره‌ جدید درمانم آغاز شد. بنابراین همزمان با رفت‌وآمد و روند درمانی، این پروژه را نیز پیش می‌بردم

درباره مواجهه و رویکرد خود نسبت به شخصیتی که در فیلم «زنده‌شور» ایفا کردید، بیشتر توضیح دهید. به نظر می‌رسد این شخصیت ظرفیت زیادی برای برون‌ریزی و بروز بیرونی احساسات داشت، اما شما آگاهانه تلاش کردید بخش قابل‌توجهی از این احساسات را درونی و زیرپوستی ارائه کنید. این انتخاب تا چه اندازه حاصل همذات‌پنداری شما با شخصیت بود و تا چه میزان به تحلیل و نگاه شما به ویژگی‌های روان‌شناختی و موقعیت دراماتیک کاراکتر بازمی‌گشت؟

از لحظه‌ای که آقای دانشی نقش را برایم شرح دادند، احساس کردم گویی دوباره زندگی در من دمیده شده است. نزدیک به بیست سال است که به‌ صورت حرفه‌ای بازیگری می‌کنم و آنچه ما بازیگران را زنده نگه می‌دارد، کار کردن و حضور در این حرفه است. در دوران بیماری، جدا از دغدغه‌ها و دشواری‌های درمان، دوری از حرفه اصلی‌ام، یعنی بازیگری و هنر، برایم بسیار دشوار بود

حضور در این پروژه فرصتی بود تا در کنار یک گروه حرفه‌ای، در خلق اثری متفاوت و دغدغه‌مند سهیم باشم. با این حال، آنچه بیش از همه برایم اهمیت داشت، چالش‌برانگیز بودن نقش و لایه‌های دردناک شخصیت بود. در آن دوران، خودم نیز رنج‌های زیادی را تجربه می‌کردم. اگرچه درد و رنج شخصی من با آنچه شخصیت «نگین» تجربه می‌کرد متفاوت بود، اما توانستم بخشی از آن تجربه درونی را در مواجهه با این نقش به کار بگیرم و در بازی‌ام بازتاب دهم

در حین فیلم‌برداری، بازخوردهایی هم از عوامل پشت صحنه دریافت کردید؟

بله، دوستان و عوامل فیلم، از جمله خانم خانم گل‌خو منشی صحنه و همچنین آقای کاظم دانشی، در طول فیلم‌برداری به من می‌گفتند که این بازی می‌تواند برایم نامزدی جشنواره را به همراه داشته باشد. البته آقای امیر جعفری و آقای بهرام افشاری نیز به دلیل حضور مستمر و طولانی‌ترشان در فیلم، از گزینه‌های مورد توجه بودند

با این حال، در آن مقطع، مسئله جشنواره یا دریافت سیمرغ برای من در اولویت نبود. آنچه بیش از هر چیز اهمیت داشت، این بود که توانسته بودم با تمام وجود این نقش را زندگی کنم و دوباره به فضای بازیگری بازگردم. پس از پنج سال و نیم دوری از سینما، تجربه حضور در این پروژه و ایفای چنین نقشی برای من بسیار ارزشمند و مهم بود

شما پس از حدود پنج سال با فیلم‌های سینمایی «آقای زالو» و «زنده‌شور» به سینما و عرصه تصویر بازگشتید. تجربه این بازگشت پس از یک وقفه پنج‌ساله برای شما چگونه بود؟ از سوی دیگر، با توجه به تغییرات گسترده‌ای که طی این سال‌ها در جامعه و فضای فرهنگی و اجتماعی رخ داده است، مواجهه دوباره شما با دوربین و حضور در فضای تولید چگونه تجربه‌ای بود؟ آیا این تغییرات بر نگاه شما به بازیگری و شیوه مواجهه‌تان با نقش‌ها تأثیری گذاشته است؟

آقای دانشی در هر اجرا میزان و شدت بازی را تنظیم می‌کردند؛ گاهی معتقد بودند بازی در همان حد کافی است و گاهی از من می‌خواستند احساسات و واکنش‌ها را بیشتر بروز دهم. من هنوز فیلم را ندیده‌ام، چراکه از آبان‌ماه تاکنون خارج از کشور و درگیر روند درمان بوده‌ام و امکان بازگشت به ایران را نداشته‌ام؛ بنابراین نمی‌توانم درباره نتیجه نهایی بازی‌ خود قضاوتی داشته باشم. با این حال، در زمان فیلم‌برداری معمولاً ابتدا نظر خودمان را درباره نحوه اجرای صحنه مطرح می‌کردیم و در نهایت، میزان و شکل اجرا با نظر و هدایت کارگردان تعیین می‌شد

درباره چگونگی شکل‌گیری و اجرای یکی از سکانس‌های احساسی فیلم که در آن در کنار آقای بهداد حضور داشتید، توضیح دهید. این سکانس تا چه اندازه بر اساس فیلم‌نامه پیش رفت و چه میزان از جزئیات و کیفیت احساسی آن در جریان تمرین و تعامل میان شما، آقای بهداد و کارگردان شکل گرفت؟

در فیلم‌نامه سکانسی وجود داشت که در آن «نگین» با دیدن همسر خود روی زمین می‌نشیند و شروع به زدن خود و گریه کردن می‌کند. پیش از اجرای این صحنه، آقای دانشی محل فیلم‌برداری را تغییر دادند و ما در اتاقی درباره نحوه اجرای آن صحبت کردیم. ایشان در آن جلسه، روایت واقعی زنی را برای ما تعریف کردند که همسرش مرتکب قتل شده بود. این زن در دادگستری، هنگام ملاقات با همسرش، شروع به زدن او کرده بود، در حالی که مرد هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌داد

در پایان آن ماجرای واقعی، مرد از همسرش می‌پرسد که چرا دهانش بو می‌دهد و زن پاسخ می‌دهد که از صبح چیزی نخورده است. جالب اینجاست که همان زنی که لحظاتی پیش همسرش را کتک زده بود، در ادامه برای او غذا تهیه می‌کند. این روایت واقعی، مبنای شکل‌گیری اتودهای ما برای آن سکانس شد

بسیاری از صحنه‌های فیلم، دست‌کم صحنه‌هایی که من در آن‌ها حضور داشتم، در همان لحظه و با مشارکت بازیگر و کارگردان شکل می‌گرفتند؛ هرچند برخی صحنه‌های دیگر نیز دقیقاً مطابق با آنچه در فیلم‌نامه نوشته شده بود، اجرا می‌شدند. در جریان اجرای آن سکانس خاص، به‌طور کامل از خودم و شخصیت «مارال» فاصله گرفته بودم و تماماً در موقعیت و جهان شخصیت «نگین» قرار داشتم

خانم فرجاد، شما از خانواده‌ای هنری و بازیگر وارد عرصه تصویر شده‌اید. فضای هنری خانواده تا چه اندازه بر شکل‌گیری نگاه و مسیر حرفه‌ای شما در بازیگری تأثیرگذار بوده است؟ از سوی دیگر، تا چه اندازه تلاش کرده‌اید از این پیشینه فاصله بگیرید و مسیر مستقل خود را پیدا کنید؟ آیا از ابتدا برای خودتان نوعی سبک، بیان یا هویت مشخص در بازیگری تعریف کرده بودید تا بتوانید فارغ از پیشینه خانوادگی، امضای شخصی خود را در این حرفه شکل دهید؟

من در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمدم. پدرم بازیگر بود و از دوران کودکی، همراه او به پشت صحنه فیلم‌ها، تئاترها و سریال‌ها می‌رفتم. هر زمان برای ایفای نقشی به بازیگر کودک نیاز بود، من یا خواهرم، مونا، در آن پروژه حضور پیدا می‌کردیم. از همان کودکی نیز در کنار هنرمندانی چون فریما فرجامی، آقای تارخ و آقای شکیبایی، در گروه تئاتری پدرم که با کارگردانی مجید جعفری در تئاتر شهر فعالیت می‌کرد، حضور داشتم

آن دوران، تمرین‌های تئاتر گاهی چهار تا پنج ماه طول می‌کشید و من نیز همواره در این فضا حضور داشتم. به همین دلیل می‌توانم بگویم هنر از همان سال‌های کودکی با تار و پود زندگی من عجین شده بود و بخش مهمی از دوران رشد و شکل‌گیری نگاه من را دربر می‌گرفت

با این حال، معتقدم هر انسانی ویژگی‌ها و مسیر منحصر به‌ فرد خود را دارد. همان‌طور که پدرم و خواهرم، هر کدام سبک و شیوه خاص خود را دارند، من نیز تلاش کرده‌ام مسیر مستقل خودم را دنبال کنم و هویت شخصی خود را در بازیگری شکل دهم

در سال‌هایی که خارج از کشور زندگی می‌کردید، با وجود سفرهای دوره‌ای به ایران، چرا کمتر در پروژه‌های سینمایی و تصویری حضور پیدا کردید؟ آیا دلیل اصلی این مسئله، نبود نقش‌ها و فیلم‌نامه‌های جذاب بود یا انتخاب آگاهانه شما برای پذیرش نکردن هر پیشنهادی و انتظار برای یک اثر ارزشمند؟

در مدتی که خارج از کشور بودم، هر بار که برای دوره‌ای کوتاه، حدود سه یا چهار ماه، به ایران سفر می‌کردم، پیشنهادهایی برای همکاری به من می‌شد؛ اما معمولاً در میان این پیشنهادها، فیلم‌نامه یا نقشی که برایم جذاب و قابل‌توجه باشد، وجود نداشت. به همین دلیل ترجیح می‌دادم در این بازه‌های کوتاه، تنها در صورتی وارد یک پروژه شوم که با اثری ارزشمند و نقشی درخور مواجه باشم.

ارزیابی شما از وضعیت فیلم‌نامه‌نویسی در سینمای امروز ایران چیست؟

ضعف در روایت و داستان‌گویی مسئله تازه‌ای نیست و در دوره‌های مختلف سینمای ایران نیز وجود داشته است. با این حال، به نظر من فیلم‌نامه‌های سال‌های گذشته، در مقایسه با بسیاری از آثار امروز، از استحکام و انسجام بیشتری برخوردار بودند. امروز با کمبود فیلم‌نامه‌های قدرتمند مواجه هستیم و امیدوارم با ورود نیروهای تازه‌ نفس به این عرصه و افزایش دقت و حساسیت در فرآیند نگارش و تولید، این وضعیت بهبود پیدا کند

البته شاید بخشی از این مسئله به فیلم‌نامه‌های خوبی مربوط باشد که به دلایل مختلف، از جمله محدودیت‌های ناشی از ممیزی، امکان تبدیل شدن به فیلم را پیدا نمی‌کنند. با این حال، نمی‌توان منکر شد که فیلم‌نامه‌نویسان توانمندی در کشور مشغول به کار هستند و موفقیت برخی آثار پرفروش سینمای ایران نیز نشان می‌دهد که همچنان ظرفیت قابل‌توجهی در زمینه داستان‌گویی و فیلمنامه‌نویسی وجود دارد؛ هرچند تعداد این آثار با آنچه می‌توان از سینمای ایران انتظار داشت، فاصله دارد

خانم فرجاد، شما با فیلم سینمایی «شام عروسی» وارد عرصه سینما شدید؛ اثری در ژانر کمدی که حتی امروز نیز، با گذشت سال‌ها، در برخی جنبه‌ها اثری قابل‌توجه و تا حدی پیشرو به نظر می‌رسد. به نظر شما کمدی سینمای ایران از آن دوره تا امروز چه تغییراتی کرده است؟ این تغییرات را در چه زمینه‌هایی، از نظر فیلمنامه، شخصیت‌پردازی، نوع شوخی‌ها و شیوه اجرا، بیشتر احساس می‌کنید؟ همچنین، از نگاه شما چه اقداماتی می‌تواند به ارتقای کیفیت آثار کمدی در سینمای ایران کمک کند؟

پیش از «شام عروسی» نیز در چند فیلم سینمایی حضور داشتم، اما با این فیلم بیشتر دیده شدم. «شام عروسی» در آن سال به پرفروش‌ترین فیلم سال تبدیل شد و بازخورد بسیار خوبی از سوی مخاطبان دریافت کرد. به باور من، در دوره‌ای کمدی‌های سینمای ایران از کیفیت قابل‌قبولی برخوردار بودند و امروز نیز نمی‌توان همه آثار کمدی را ضعیف دانست. با این حال، به نظرم بخشی از کمدی‌های امروز مخاطب را بیش از اندازه ساده‌انگارانه در نظر می‌گیرند. اگر فیلم‌نامه‌نویسان و سازندگان، مخاطب را جدی‌تر بگیرند و برای درک و سلیقه او ارزش بیشتری قائل شوند، می‌توان انتظار داشت فیلم‌نامه‌های دقیق‌تر، خلاقانه‌تر و باکیفیت‌تری شکل بگیرد.

 در جریان جنگ اخیر، شرایط شما چگونه بود؟

من در روزهای جنگ در ایران حضور نداشتم و از پنجم آبان‌ماه در خارج از کشور به سر می‌بردم. از همان نخستین روز، با وقوع جنگ مخالف بودم و در خارج از کشور، در شرایطی که برخی از هم‌وطنان خواستار ادامه جنگ بودند، بیان این مخالفت برایم دشوار بود؛ هرچند معتقدم هر فردی حق دارد دیدگاه و نظر خود را داشته باشد

از سر گذراندن حوادثی همچون تخریب زیرساخت‌های کشور، از جمله مراکز داروسازی و صنایع پتروشیمی را یکی از سخت‌ترین دوره‌های زندگی‌ خود می‌دانم. در آن روزها، ارتباط اینترنتی من با خانواده و دوستانم در ایران بارها قطع می‌شد و همین مسئله فشار و رنج زیادی برایم به همراه داشت

امیدوارم شرایط به‌گونه‌ای پیش برود که با ایجاد ثبات اقتصادی و رفع تحریم‌ها، امکان بازگشتی آرام و مطمئن به ایران فراهم شود. تحریم‌ها و دشواری‌های اقتصادی، به همان اندازه که جنگ ویرانگر است، می‌تواند بر زندگی و معیشت مردم تأثیر بگذارد

در روزهای جنگ، خبر تخریب خانه‌تان در فضای مجازی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. زمانی که برای نخستین‌بار از این اتفاق مطلع شدید، چه احساسی داشتید و مواجهه شما با این خبر چگونه بود؟ اکنون که همچنان سایه جنگ و ناامنی بر فضای جامعه سنگینی می‌کند، این شرایط را چگونه تجربه می‌کنید و چه احساسی نسبت به وضعیت امروز کشور دارید؟

متأسفانه در جریان تخریب خانه‌ام قرار نگرفته بودم. خانواده‌ام برای اینکه نگران نشوم، ابتدا به من گفته بودند که در شمال کشور هستند، در حالی که در تهران حضور داشتند. حدود پنجم یا ششم فروردین، یکی از همسایگان به من پیام داد و گفت که در خانه‌ام باز است. از او پرسیدم چگونه ممکن است چنین اتفاقی افتاده باشد. توضیح داد که در پی حادثه، دیوارها و درِ خانه‌های آن منطقه فرو ریخته است. همان‌جا بود که متوجه شدم خانه ما نیز تخریب شده است

خوشبختانه در ساختمان ما هیچ فردی جان خود را از دست نداد، اما در همان کوچه، حدود بیست نفر از مردم عادی کشته شدند. حجم بمبی که در نزدیکی خانه ما اصابت کرده بود، حدود یک تن برآورد می‌شد و این حمله در سه مرحله صورت گرفته بود. به باور من، ابعاد این تخریب فراتر از یک هدف‌گیری نظامی بود و به‌طور مستقیم، ساختار غیرنظامی و مسکونی منطقه را تحت تأثیر قرار داده بود

پس از بمباران منطقه ماهشهر، دیگر نتوانستم سکوت کنم. تصویری از خانه‌ام را منتشر کردم و در توضیح آن نوشتم که نگران تکرار سرنوشت کشورهایی مانند عراق، سوریه و لیبی برای ایران هستم. امیدوارم همه تلاش‌ها، تصمیم‌ها و اندیشه‌ها در مسیر خیر و اصلاح امور کشور قرار گیرد و در نهایت، سرانجامی نیکو برای ایران رقم بخورد.

گفتگو : مهلا رنجبران

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1239451
  • فیلم تلخ از لحظه آتش گرفتن مادر و پسر 12 ساله اش / پسربچه پیرانشهری جان باخت

اخبار تاپ حوادث