سرنوشت سیاه یک پسر بخاطر مصرف ماری جوانا
رکنا: جوان 22 ساله مصرف کننده گل این روزها در حسرت آرزوهای پرپر شده شیمی درمانی می شود .
حمید از مطب دکتر خارج شد . پاهایش رمق راه رفتن نداشت ، صدای دکتر که میگفت (( شما مبتلا به سرطان ریه شده اید ))مدام در گوشش تکرار میشد و باخود می گفت: من نمیخاهم بمیرم.
به یاد 4 سال قبل افتاد ،روزی در پارک نشسته بود . یکی از دوستانش یک نخ سیگار در آورد و شروع به کشیدن کرد . قبل از آن هم سیگار کشیده بود اما بوی سیگاری که آن روز در دست داشت فرق میکرد. بوی عدس سوخته می داد. به ترتیب هر کدام یک پوک زدند . دفعه اول بوی تندی گلویش را گرفت و به سرفه افتاد اما بعد ازآن بقدری با دوستانش خندید که سرفه از یادش رفت.
در حالیکه جواب آزمایشات در دستش بود وارد مغازه پدرش شد. از یکسال قبل دیگر نمی توانست در کارهای مغازه به پدرش کمک کند چون با همه دعوا میکرد .دوباره به یاد روزی افتاد که در منزل یکی از دوستانش مهمان بود و به او ماده جدیدی بنام گل معرفی کرد و اوهم که دنبال آخرین متد مواد مخدر Drugs روز بود آن را خرید و پس از یکماه مصرف مداوم متوجه شد این ماده صد برابر بیشتر از حشیش عمل می کند.
توهماتش قوی تر شده بود ، همه طعم ها و بوها برایش حس تازگی داشت . چشمانش هر روز کاسه خون بود در این مدت از یک آدم 60 کیلویی به یک مرد 100 کیلویی تبدیل شد که حال نداشت از روی زمین بلند شود . پس از چند ماه مصرف مداوم حالا دیگر خبری از غذاخوردن های افراطی نبود . یه دلیل ضعف شدیدی که داشت به پزشک مراجعه نمود و متوجه شد سرطان ریه دارد. حمیدحالا هر ماه شیمی درمانی میشود و با مرگ دست و پنجه نرم می کند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
-
فیلم / عاشقانهای از نیکی کریمی با شعری از فروغ فرخزاد، صدایی که روح را مهمان ابرها میکند / در اتاقی که به اندازهء یک تنهاییست دل من به اندازهء یک عشقست