بازداشت عمو بخاطر قتل برادرزاده در تهران
حوادث رکنا: مشاجرهای خانوادگی میان مردی جوان و برادرزاده 25 سالهاش، درگیری خونینی را رقم زد؛ درگیریای که با اصابت چاقو به دست پسر جوان و خونریزی شدید او پایان یافت و چند ساعت بعد خبر مرگش، پرده از یک جنایت خانوادگی برداشت.
به گزارش رکنا، چند روز قبل مرگ مشکوک پسر جوانی در یکی از بیمارستانهای تهران به بازپرس ویژه قتل اعلام شد. تیم جنایی پس از حضور در بیمارستان دریافت که مقتول جوانی حدود 25 ساله به نام داریوش است که بر اثر اصابت ضربه چاقو به دست و بریده شدن یکی از شریانهای حیاتی، دچار خونریزی شدید شده و جان باخته است.
تحقیقات درباره این حادثه از همان دقایق نخست آغاز شد. مادر مقتول در اظهارات خود گفت که پسرش پیش از حادثه با عمویش تلفنی صحبت کرده و از او خواسته بود برای گفتوگو درباره یک موضوع خانوادگی مقابل خانه بیاید.
به گفته مادر مقتول، پس از رسیدن عمو، داریوش برای صحبت با او مقابل در خانه رفت، اما چند دقیقه بعد در حالی که دستش بهشدت خونریزی داشت، خودش را به داخل خانه رساند. او در لحظات پایانی به مادرش گفته بود که با عمویش درگیر شده و عمو با چاقو او را زده است.
با افشای این موضوع، بازپرس جنایی دستور بازداشت عموی مقتول را صادر کرد. این مرد پس از دستگیری، وقتی از مرگ برادرزادهاش باخبر شد، به گریه افتاد و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.
متهم 30 ساله برای ادامه تحقیقات در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
اختلاف عمو و برادرزاده از کجا شروع شد؟
متهم در جریان تحقیقات مدعی شد که رابطه نزدیکی با برادرزادهاش داشته و آنها از کودکی مانند دو برادر یا دوست در کنار یکدیگر بزرگ شده بودند.
او درباره اختلاف میان آنها گفت: «ما همیشه با هم کلکل داشتیم. داریوش مدام به من حسادت میکرد. احساس میکرد همه در فامیل به من احترام بیشتری میگذارند و حرف مرا بیشتر قبول دارند.»
این مرد درباره علت محبوبیت خود در میان اقوام و اهالی محل نیز گفت: «من معمولا در کارهای خیر فعالیت میکردم و در محل روی من حساب میکردند. اگر درگیریای پیش میآمد، سعی میکردم با پادرمیانی آن را تمام کنم. حتی اختلافهای خانوادگی را هم با میانجیگری حل میکردم.»
او همچنین به فوتبال بازی کردن با اعضای فامیل اشاره کرد و مدعی شد که برادرزادهاش تصور میکرد دیگران او را به اندازه عمو قبول ندارند و همین موضوع باعث شکلگیری کینه شده بود.
ماجرای رضایت از خانواده مقتول
متهم در ادامه تحقیقات، ماجرایی دیگر را به عنوان یکی از دلایل افزایش اختلاف میان خود و برادرزادهاش مطرح کرد.
او گفت مدتی قبل یکی از دوستانش که با رقیب عشقی خود اختلاف داشت، از او خواسته بود در یک درگیری همراهش باشد. به گفته متهم، این درگیری در نهایت به قتل رقیب عشقی دوستش منجر شد و او نیز به دلیل حضور در محل حادثه مدتی بازداشت و زندانی شد.
متهم مدعی شد که داریوش در دوران زندانی بودن او چندین بار نزد خانواده مقتول رفته بود تا برای دوستش رضایت بگیرد، اما موفق نشده بود.
او ادامه داد: «بعد از مدتی که من آزاد شدم، خودم سراغ خانواده مقتول رفتم و موفق شدم رضایت بگیرم. داریوش از آن زمان کینه گرفت و میگفت چرا همه ریشسفیدی تو را قبول میکنند و برایت احترام قائلند.»
درگیری مرگبار مقابل خانه
متهم درباره روز حادثه نیز گفت که داریوش با او تماس گرفته و از او خواسته بود برای صحبت مقابل خانه برود.
به گفته او، پس از حضور در محل، بحثهای قدیمی میان آنها دوباره بالا گرفت و در جریان مشاجره، داریوش چاقویی را به سمت او پرتاب کرد.
متهم مدعی شد: «جا خالی دادم و چاقو را در هوا گرفتم و گفتم خجالت بکش، ما فامیلیم. بعد رفتم سوار ماشین شوم تا محل را ترک کنم، اما ماشینم روشن نشد.»
او در ادامه گفت که داریوش به سمتش آمده و یقهاش را گرفته و در همین لحظه، از شدت عصبانیت چاقو را به سمت او پرتاب کرده است.
متهم مدعی شد چاقو به دست داریوش اصابت کرده و او پس از گرفتن دستش به داخل خانه رفته است.
وی درباره لحظات پس از حادثه گفت: «اصلا فکر نمیکردم ضربه کاری باشد یا خطری جانش را تهدید کند. چند ساعت بعد فهمیدم خونریزی شدید داشته و در بیمارستان فوت کرده است. انگار دنیا روی سرم آوار شد.»
متهم در پایان با ابراز پشیمانی از حادثه گفت: «آنقدر عذاب وجدان دارم که نمیدانم چطور باید این ماجرا را هضم کنم. امیدوارم برادر و همسر برادرم حلالم کنند.»
تحقیقات پلیس و مقام قضایی درباره ابعاد این پرونده ادامه دارد.
-
فیلم گفتگو با خلبان امریکایی نجات یافته از اصفهان / 48 ساعت در بین صخره ها با دست و کمر شکسته پنهان بودم
ارسال نظر