بازگشت تاجر تهرانی از مرگ / او دزدان گنج و قاتل خود را لو داد
حوادث رکنا: مردی که با وعده فروش سکه و اسکناسهای عتیقه وارد خانه دوست صمیمیاش شده بود، با همدستی یک زن و مرد جوان نقشه سرقت کلکسیون ارزشمند او را اجرا کرد و برای از بین بردن تنها شاهد ماجرا، داروی بیهوشی را داخل فنجان قهوه قربانی ریخت؛ اما زنده ماندن مرد تاجر، تمام نقشههای آنها را نقش بر آب کرد.
به گزارش رکنا، داریوش، مرد تاجر، سالها قبل همسرش را از دست داده بود و فرزندانش نیز برای زندگی به خارج از کشور رفته بودند. به همین دلیل او بهتنهایی در پنتهاوس خود در شمال تهران زندگی میکرد. چند ساعت بیخبری از داریوش و پاسخ ندادن او به تماسهای تلفنی، نگرانی نزدیکانش را به دنبال داشت. در نهایت، مرد جوانی که از دوستان او بود، خود را به محل زندگی داریوش رساند و با استفاده از کلید یدکی وارد خانه شد.
آنچه پیش روی او قرار گرفت، حکایت از وقوع حادثهای هولناک داشت؛ مرد تاجر نیمهجان روی زمین افتاده بود و اثاثیه خانه نیز بهشدت به هم ریخته بود. همه شواهد از آن حکایت داشت که داریوش قربانی یک سرقت خطرناک شده است.
بازگشت مرد تاجر از آستانه مرگ
با حضور امدادگران اورژانس، داریوش به بیمارستان منتقل شد. بررسی های پزشکی نشان داد که او بر اثر مصرف دوز بالایی از داروی بیهوشی مسموم شده و به کما رفته است.
پزشکان چند روز برای نجات جان مرد تاجر تلاش کردند تا اینکه سرانجام تلاشهای آنها نتیجه داد و داریوش به شکل معجزه آسایی به زندگی بازگشت.
با دستور قاضی حسن سلطانی، بازپرس شعبه هفتم دادسرای ویژه سرقت، پرونده برای کشف راز این سرقت خطرناک در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
اعتراف داریوش به نقش دوست صمیمی
داریوش پس از بهبودی، درباره آنچه برایش اتفاق افتاده بود به کارآگاهان گفت: علاقه زیادی به جمعآوری اشیای عتیقه، سکه و اسکناس های قدیمی داشتم و در طول سال ها یک کلکسیون ارزشمند جمع کرده بودم.
وی ادامه داد: حدود یک سال قبل در جریان سفری تفریحی به شمال کشور با مردی به نام شاهرخ آشنا شدم. این آشنایی به مرور به یک دوستی صمیمی تبدیل شد و شاهرخ رفتوآمد زیادی به خانه من داشت.
مرد تاجر افزود: چند روز پیش از حادثه، شاهرخ با من تماس گرفت و گفت یکی از دوستانش تعداد زیادی سکه و اسکناس نایاب خارجی برای فروش دارد. حتی عکسهایی از آنها برایم فرستاد و قرار شد آنها را به خانهام بیاورد.
داریوش گفت: روز حادثه، شاهرخ همراه یک زن و مرد جوان و یک چمدان به خانهام آمدند. من برای پذیرایی قهوه آماده کردم. اما بعد از نوشیدن قهوه، ناگهان احساس سرگیجه شدیدی پیدا کردم و دیگر چیزی به یاد ندارم. وقتی چشم باز کردم، خودم را روی تخت بیمارستان دیدم و متوجه شدم کلکسیون ارزشمندم به سرقت رفته است.
شناسایی و دستگیری طراح نقشه
با توجه به اظهارات مرد تاجر، تحقیقات پلیسی برای شناسایی شاهرخ آغاز شد. کارآگاهان در جریان بررسیهای تخصصی موفق شدند مخفیگاه او را شناسایی کنند و در عملیاتی غافلگیرانه او را به دام بیندازند.
شاهرخ پس از دستگیری به طراحی نقشه سرقت اعتراف کرد و در ادامه تحقیقات، دو همدست دیگر او نیز بازداشت شدند.
کارآگاهان همچنین موفق شدند بخش قابلتوجهی از کلکسیون به سرقت رفته را پیش از خروج از کشور کشف و ضبط کنند. متهمان برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار پلیس آگاهی تهران قرار گرفتند.
رؤیای زندگی در سوئیس، انگیزه سرقت از دوست
شاهرخ در جریان بازجوییها درباره انگیزه خود از این سرقت گفت: حدود دو یا سه ماه قبل بود که وقتی کلکسیون سکه و عتیقههای داریوش را دیدم، وسوسه شدم. همیشه آرزوی مهاجرت و زندگی در سوئیس را داشتم و با خودم فکر کردم با پول حاصل از فروش این کلکسیون میتوانم تا آخر عمر در اروپا زندگی راحتی داشته باشم.
وی درباره علت تصمیم برای قتل داریوش نیز گفت: داریوش مرا بهخوبی میشناخت و اگر زنده میماند، خیلی زود نام من را به پلیس میگفت. به همین دلیل تصمیم گرفتم او را از سر راه بردارم تا هیچ ردی از من باقی نماند.
اجیر کردن زن و مرد برای قتل تاجر
شاهرخ درباره همدستانش نیز اظهار کرد: نمیخواستم خودم مستقیماً دستم را به خون دوستم آلوده کنم. برای همین سراغ یک مرد خلافکار سابقهدار رفتم و او را اجیر کردم. او نیز نامزدش را که سابقه سرقت داشت، وارد این نقشه کرد.
وی افزود: قرار بود آنها نقش فروشندگان سکه و عتیقه را بازی کنند و در ازای دریافت دستمزد، داریوش را مسموم و بعد از مرگ او، اموال و کلکسیونش را سرقت کنند.
فنجان قهوهای که قرار بود مرگبار باشد
شاهرخ در ادامه اعترافاتش گفت: یک داروی بیهوشی با دوز بالا تهیه کرده بودیم. زنی که همراه ما بود، زمانی که داریوش متوجه نبود، دارو را داخل فنجان قهوه او ریخت.
متهم ادامه داد: هدف ما این بود که داریوش به خواب ابدی برود. میدانستم فرزندانش در ایران نیستند و تصور میکردم چند روز طول میکشد تا کسی متوجه مرگ او شود. قرار بود در این مدت، اموال و سکهها را از طریق رابطها بفروشیم، پول را به ارز تبدیل کنیم و من هم بهصورت قاچاقی از مرز خارج شوم.
شاهرخ در پایان گفت: اما همه چیز خراب شد و داریوش زنده ماند. البته خوشحالم که او زنده است و حداقل حالا اتهام قتل نداریم.
تحقیقات پلیس برای روشن شدن ابعاد دیگر این پرونده و شناسایی تمام اموال مسروقه همچنان ادامه دارد.
-
فیلم/ مسعود شصت چی رئیس تروریست ها شد!
ارسال نظر