سرنوشت تلخ اشکان و آیلار کوچولو در آب انبار الموت قزوین + عکس ها و گفتگوی اختصاصی
رکنا: اشکان 12 ساله برای نجات خواهر 6 سالهاش، آیلار، به دل آبانبار زد، اما هر دو جان باختند. حالا مادر داغدار این دو کودک در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار رکنا، برای نخستینبار از جزئیات این حادثه تلخ و دلیل پیگیری قضایی پرونده روایت میکند؛ پیگیریای که میگوید هدفش جلوگیری از تکرار چنین فاجعهای برای خانوادههای دیگر است.
به گزارش اختصاصی رکنا، حادثه غرق شدن اشکان 12 ساله و آیلار 6 ساله در یک آبانبار واقع در منطقه الموت قزوین، یکی از تلخترین حوادث امسال بود؛ حادثهای که در جریان یک سفر خانوادگی رخ داد و زندگی یک خانواده را برای همیشه دگرگون کرد. اکنون، چند ماه پس از این اتفاق، مادر این 2 کودک در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار رکنا، از جزئیات لحظه وقوع حادثه، تلاشهای نافرجام خانواده برای نجات فرزندانش و دلیل پیگیری قضایی این پرونده پرده برمیدارد. او میگوید هدفش از شکایت، تنها اجرای عدالت نیست؛ بلکه میخواهد با ایمنسازی آبانبارها، از تکرار چنین فاجعهای برای دیگر خانوادهها جلوگیری شود.
از روز حادثه برایمان بگویید. آن روز چه اتفاقی افتاد؟
مادر اشکان و آیلار: به همراه خانواده پسرعمویم، همسر و فرزندانش، مادرم، خواهر و برادرم برای تفریح به منطقه الموت قزوین، حوالی روستای چاله رفته بودیم. ماشین را کنار جاده پارک کردیم. یک آبانبار بزرگ کنار جاده بود. برای اینکه بچهها از آن دور باشند، از کنار آبانبار عبور کردیم و حدود 100 متر پایین دره رفتیم. نزدیک سه ساعت آنجا بودیم، صبحانه خوردیم و مشغول تفریح بودیم.
چه شد که اشکان و آیلار از شما جدا شدند؟
مادر: نزدیک ظهر، پسر 12 سالهام اشکان را فرستادم تا از داخل ماشین برایمان وسیله بیاورد. دختر 6 سالهام آیلار بدون اینکه ما متوجه شویم، پشت سر برادرش راه افتاد تا اسباببازیهایش را از داخل ماشین بردارد. وقتی از کنار آبانبار رد میشدند، زیر پای دخترم خالی شد و داخل آب افتاد. اشکان هم برای نجات خواهرش وارد آب شد، اما به خاطر عمق زیاد آب، خودش هم غرق شد.
چه زمانی متوجه شدید اتفاقی افتاده است؟
مادر: چند دقیقه گذشت و دیدیم برنگشتند. پسر بزرگم را فرستادیم تا هم وسایل را بیاورد و هم دنبال خواهر و برادرش بگردد. او وقتی رسید، اثری از آنها ندید، اما با دقت بیشتر لباس صورتی آیلار را زیر آب دید و شروع به فریاد زدن کرد.
بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟
مادر: تا ما از پایین دره خودمان را بالا برسانیم، زمان برد. پسر بزرگم برای نجات خواهر و برادرش داخل آب پرید، اما خودش هم نزدیک بود غرق شود. به سختی او را از آب بیرون کشیدیم و احیایش کردیم تا دوباره نفس کشید. حدود نیم ساعت بعد، پسر پسرعمویم که شنا بلد بود، توانست اشکان را از آب بیرون بیاورد. بیرون آوردن آیلار هم حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول کشید. از بدن هر دو بچه آب زیادی خارج شد و امیدوار بودیم زنده بمانند.
چه زمانی اورژانس رسید؟
مادر: مردم با اورژانس تماس گرفته بودند، اما ما منتظر نماندیم. خودمان بچهها را داخل ماشین گذاشتیم و به سمت آمبولانس حرکت کردیم. در میانه راه آنها را تحویل نیروهای اورژانس دادیم و پشت سر آمبولانس به سمت بیمارستان رفتیم.
پزشکان علت فوت را چه اعلام کردند؟
مادر: گفتند آب آن منطقه بسیار سرد بوده و بچهها همان لحظه سقوط دچار ایست قلبی شده بودند. سرمای شدید آب باعث شده بود دیگر نتوانند زنده بمانند.
چرا تصمیم گرفتید این پرونده را پیگیری کنید؟
مادر: فرزندانم به خاطر ایمن نبودن آن آبانبار جانشان را از دست دادند. ما فقط برای خودمان شکایت نکردیم؛ هدفم این است که دیگر هیچ خانوادهای چنین داغی را تجربه نکند. اگر آبانبارها ایمن شوند، شاید جان کودکان دیگری نجات پیدا کند.
پیگیری پرونده به کجا رسیده است؟
مادر: این حادثه 25 اردیبهشت اتفاق افتاد. 23 خرداد که برای پیگیری شکایت رفته بودیم، سرهنگ حیدری، رئیس کلانتری، به ما گفت یک هفته قبل از آن هم چهار کودک دیگر در همان حوالی جانشان را از دست دادهاند. از همان روز تصمیم گرفتم با جدیت بیشتری این پرونده را دنبال کنم تا شاید از تکرار چنین حوادثی جلوگیری شود و هیچ پدر و مادری داغ فرزندش را نبیند./افشین پوررحیمی
-
صحبتهای عراقچی غیرمسئولانه و ضدوحدت بود/ وزیر خارجه چهرهاش را منفیتر کرد