نخستین گفتگو با پسر شهید حسین تنگسیری / دشمن از حضور پدر در ساختمان خبر داشت!
سیاسی رکنا: حسین تنگسیری، فرزند شهید علیرضا تنگسیری، از زندگی شخصی و نظامی پدرش، نقش او در بستن تنگه هرمز و لحظات شهادتش روایت کرد.
به گزارش خبرگزاری رکنا، حسین تنگسیری، فرزند شهید علیرضا تنگسیری در گفتگویی بیان کرد: فعالیت اصلی من در حوزه تبلیغ بینالملل و همکاری با طلاب خارجی است. سال ۱۳۹۱ در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی معمم شدم و از آن زمان فعالیتهای تبلیغی خود را عمدتاً در خارج از کشور دنبال کردهام.
فرزند شهید علیرضا تنگسیری گفت: ایشان تا سالهای پایانی عمر نیز تحصیل و علمآموزی را رها نکردند. با وجود اینکه در حوزه امنیت دریایی دارای سوابق علمی و تخصصی بودند، در سال ۱۳۹۸ شخصاً در آزمون دکتری شرکت کردند.
تصاویر حضور پدرم در جلسه آزمون دکتری در فضای مجازی موجود است. ایشان حتی پس از قبولی، در کلاسهای دانشگاه حاضر شدند و مراحل تحصیل را طی کردند؛ در حالی که میتوانستند به دریافت مدارک تشریفاتی اکتفا کنند.
پدرم اصالتاً بوشهری و تنگسیری بود، اما در منطقه اروندکنار متولد شد. اجداد ما از بازماندگان رئیسعلی دلواری و تفنگچیهای دلوار و بوشهر بودند که سالها پیش، حتی قبل از کشف نفت در آبادان، به خوزستان و منطقه اروندکنار مهاجرت کردند.
زمانی که در سال ۱۳۹۷ حکم فرماندهی خود را از رهبر انقلاب دریافت کرد، رهبر از ایشان پرسیدند که از کدام خاندان تنگسیری هستند. پدرم توضیح داد که از نوادگان رئیسعلی دلواری هستند. متولد سال ۱۳۴۲ بود و هنگام آغاز جنگ تحمیلی تنها ۱۶ یا ۱۷ سال داشت. ایشان و دوستانش به دلیل سکونت در نخلستانهای جنوبی آبادان و منطقه اروندکنار، از نخستین گروههایی بودند که با هجوم نیروهای بعثی از محور جنوبی و منطقه ذوالفقاری مواجه شدند.
پدرم پس از عبور از رودخانه، به مدت سه روز در منطقه تحت کنترل دشمن ماند و محل استقرار توپخانهها و مواضع نیروهای بعثی را بهدقت شناسایی و یادداشت کرد. سپس با اطلاعات کامل از محل استقرار دشمن به سمت نیروهای خودی بازگشت.
پدرم در هر کاری که وارد میشد، تلاش میکرد به بالاترین سطح مهارت و تخصص برسد. از هدایت قایق و شناورهای دریایی گرفته تا غواصی، در تمام این حوزهها خبره و مسلط بود. یکی از توانمندیهای کمترشناختهشده پدرم، مهارت ایشان در خلبانی بالگرد بود. بهعنوان یک مسئول، محرومیتهای مردم را از نزدیک لمس میکرد و همین موضوع باعث شده بود توجه ویژهای به محرومیتزدایی و کمک به مردم در حوادثی مانند سیل و زلزله داشته باشد.
شهید تنگسیری از دیدار با رهبر شهید انقلاب نقل کرده بود که بستن تنگه هرمز امکانپذیر است، اما لازمه آن، کور کردن چشمها و عقبه نظامی آمریکا در منطقه است. به همین دلیل، همزمان با فرمان بستن تنگه هرمز، پایگاهها و رادارهای آمریکا در منطقه هدف قرار گرفتند. حتی جزئیات رادارهای آمریکایی در قطر، از سالهای ۹۸ و ۹۹ در دستنوشتههای شهید تنگسیری ثبت شده بود.
شهید تنگسیری فرمانده چهار عملیات بازداشت نظامیان آمریکایی و انگلیسی بود؛ سه مورد در دوران حضورش در خوزستان و آخرین مورد، دستگیری نظامیان آمریکایی در جزیره فارسی در سال ۹۴ بود.
پدرم پیش از آغاز جنگ بارها در جمع خانواده و همکارانش از شهادت خود خبر داده و گفته بود که اطمینان دارد به این آرزو خواهد رسید. خدا را شکر که به جنگ رمضان رسید، مأموریت تاریخی خود یعنی بستن تنگه هرمز را انجام داد و بعد به شهادت رسید؛ البته این عملیات حاصل سالها برنامهریزی فرماندهان پیشین بود.ساعت ۴:۱۳ صبح، جنگنده اف-۳۵ آمریکایی ساختمان را هدف قرار داد. پدرم آن لحظه مشغول نماز شب بود و بر سر سجاده به شهادت رسید.
قرار بود پدرم پس از نماز صبح، حدود نیم ساعت بعد، آن ساختمان را ترک کند. این نشان میدهد دشمن با چه دقت اطلاعاتی بالایی محل حضور او را شناسایی کرده بود.
مردم پدرم را بیشتر با لباس نظامی و در قامت یک فرمانده مقتدر میشناسند، اما ایشان در خانه شخصیت بسیار متفاوت و مهربانی داشت. با وجود مشغلههای فراوان، هر وقت جمعهها در خانه بود، خودش دستبهکار میشد و در تراس غذا آماده میکرد تا همسرش استراحت کند. با آن اقتدار نظامی، در خانه بسیار صمیمی و ساده بود؛ ظرف شستن و کمک در کارهای خانه برایش کاملاً عادی بود.
-
دردسر کاهش وزن نان پس از پختن / صحبت های یک نانوا درباره یکی از دلایل افت کیفیت نان + فیلم
ارسال نظر