پرونده کدخبر: 440187 ارسال پرینت 14755

رکنا: وقتی داخل خودرو چاقو را زیر گلویم گذاشت و قصد داشت طلاهایم را با سیم چین قیچی کند خواستم مقاومت کنم اما عضو دیگر باند گفت: او «خونخوار» است تو و فرزندت را می کشد پس هیچ حرکتی نکن!

به گزارش گروه حوادث رکنا، هیچ گونه آثار پشیمانی در چهره اش دیده نمی شد. گویی با ایجاد رعب و وحشت در دل مردم خو گرفته بود. بی رحمی و سنگدلی تنها صفتی بود که طعمه هایش به او نسبت می دادند.

مینا دختر 28 ساله که یکی از شاکیان است گفت: وقتی داخل خودرو چاقو را زیر گلویم گذاشت و قصد داشت طلاهایم را با سیم چین قیچی کند خواستم مقاومت کنم اما عضو دیگر باند گفت: او «خونخوار» است تو و فرزندت را می کشد پس هیچ حرکتی نکن!

این مرد۳۰ساله که به همراه همدستانش و با تلاش کارآگاهان پلیس Police آگاهی پس از چند ماه ارتکاب جرایم مخل امنیت عمومی و زورگیری دستگیر شده است در بیان حوادث Accidents زندگی اش گفت: تحصیلاتم در حد ابتدایی است، آن زمان در مدرسه بچه ها را کتک می زدم، اصلا به درس خواندن علاقه ای نداشتم.

متهم ادامه داد: طبق عادت هر روز کتاب هایم را بر می داشتم و روانه مدرسه می شدم اما از درس و مشق خبری نبود به همین خاطر هم مدیر مدرسه مرا اخراج کرد. در ۱۲سالگی هم معتاد Addicted شدم. اولین بار با تعارف دوستانم که بزرگ تر از من بودند، استعمال مواد را شروع کردم و خیلی زود به مصرف کریستال و شیشه آلوده شدم.

برای تأمین هزینه های مواد در یک فروشگاه پوشاک مشغول کار شدم ولی خیلی زود صاحبکارم که متوجه خلاف هایم شده بود، مرا اخراج کرد. دیگر برای این که هزینه های سنگین «شیشه» را بپردازم دست از سرقت Stealing های خرد برداشتم و با همدستی دیگر دوستانم دستبردهای بزرگ تر را شروع کردم. ۳بار هم دستگیر شدم که هر بار مدتی را در زندان Prison تحمل کیفر کردم. ۱۳سال قبل هم با دختری ازدواج کردم که حاصل آن ۳فرزند بود و دخترم اکنون ۱۲ساله است.

۶ماه قبل از یک پزشک Doctor زورگیری کردیم و با باندی که تشکیل داده بودم به زورگیری از زن ها و آزار و اذیت آن ها روی آوردم. زنان را پس از آزار شیطانی رها می کردیم و طلاهای مسروقه را هم به طلافروشی ها می فروختم و پس از انجام چند فقره سرقت های خشن دوباره به یک شهر دیگر می رفتیم تا این که دستگیر شدیم.

اگرچه خیلی از طعمه ها وقتی در چنگ ما می افتادند سعی می کردند با گریه و التماس مرا راضی کنند که کاری با آن ها نداشته باشم ولی من اصلا به آن ها توجه نمی کردم. هر کدام هم مقاومت می کردند تیزی چاقو را روی بدنشان احساس می کردند. حالا هم آب از سرم گذشته است دیگر چاره ای جز اعتراف به جرایم خودم ندارم. اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید

 

آیا این خبر مفید بود؟


اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

  • سارا میزانی 0 0

    باید قاضی دادگاه حکم صد ضربه شلاق و یک سال حبس زندان بدهد



    تجاوز و زناکاری و حرام زادگی کرده است

  • امانی 0 0

    از این قبیل افراد کم نیستند متاسفانه اعدام کردن سریع خواسته انها هم هست گرچه شاید از حیث قوانین بد باشه اما بنظرم دولت وقوه قضائیه ومجلس هزینه ای میکردند ودر بدترین نقاط کشورمثل وسط کویر ها زندانهایی می ساختند ومدت چند سالی این قبیل افراد را باحداقل خوراک در حد نمردن وبدون امکانات سرمایشی وگرمایشی نگهداری میکردند تا زجر بیگناهانی را که اینها از بابت آن لذت میبردند را بچشند وروزی صد بار آرزوی مرگ کنند

هم اکنون دیگران می خوانند

دیگر رسانه ها