باوری به نام تشکل ها و مشارکت های مردمی!

رکنا: جایگاه سازمان ها و تشکل های مردم نهاد به عنوان شاهرگ و نبض پویای هر جامعه ای در تحقق زیربناهای توسعه اقتصادی و اجتما‌عی، فرهنگی بر کسی پوشیده نیست. مجموعه هایی که اعتلای سطح زندگی  افراد را در توسعه جامعه ی اجتماعی و احساس مسئولیت خود دانسته اند.

رشادت فعالانی که گاه بدون هیچ گونه حمایتی تنها با همت و اراده خود در جهت بهبود و حل مشکلات جامعه وارد میدان شده اند . تلاشگرانی که به بهای زندگی و خانواده خود ،سنگ بنای زندگی بخشی و رشد جامعه را بنا نهادند.گاه گوش،گاه چشم وگاه وجود پر درد مردم را به جان خریدند و خود زبان گویای جامعه شدند.

نهادهایی خود جوش که در قالب عناوینی چون جمعیت، انجمن، کانون، مرکز، گروه، خانه، موسسه و چه  بصورت فرد به رقم فراز و فرودهای موجود در این راه، نقشی بسزا در دستیابی به خواست های جامعه و دولت ایفا نموده اند.

این  بصورت قانونمند و با چارچوبی از نظم اجتماعی بدور از وابستگی به دولت،داوطلبانه ریشه در بستر جامعه داشته و با هر ذهنیت و قومیت ،فرهنگ  اما با چارچوبی و آرمانی واحد شکل یافته اند..آرمانی که جز در قالب یک پل دو سویه بین دولت و جامعه میسر نیست. پلی بنام مشارکت مردمی!

پلی تعاملی که جز با همیاری، همکاری دو سویه معنا و مفهومی نوین از فرهنگ ،اجتماع، اقتصاد و سیاست معنایی پیدا نمیکند و رویکردی دوسویه وسرنوشتی مشترک  نوید می دهند. شاید بتوان اثربخشی و انعطاف‌پذیری در لمس حقایق زندگی مردم در قالب طرح های منسجم و هماهنـگ در سطح جامعه را کوچکترین دستاورد این مجموعه ها عنوان نمود.

موضوع تشکل گرایی و مشارکت های اجتماعی هرچند مقوله و راهبردی نوین را در عصر نوین کنونی رقم زده اما هنوز از عدم اختصاص منابع مالی برای این تشکل ها ، شناخت و تعامل ارگان های هم سو در فعالیت در ایجاد یک راهبرد مشترک رنج می برد و نیازمند نگاه دوباره دولت ها به تشکل ها و مشارکت های مردمی است.

بهره گیری از فعالیت سازمان‌های مردم‌ نهاد در گرو مشارکت فعال و همه‌جانبه مردم در بستر توسعه و رشد جامعه است تا همسو با فعالیت دولت و تعامل با بخش خصوصی ، نوید مشارکت مردمی، اطمینان و اعتماد بخشی را در بستر جامعه رقم زند؛  البته نمی توان از نقش آن در رویکرد شکل دهی افکار مردم و اعتمادسازی غافل ماند.

در عصر حاضر عدم اعتماد سازی و اطمینان بخشی در بین افکار عمومی یکی از بزرگترین موانع در روند اقناع و جهت دهی به افکار عمومی از روند فعالیت تشکل ها و مشارکت های مردمی در جامعه است. بصورتی که هنوز بیشتر افراد جامعه هنوز اطلاعی از وجود یا دامنه فعالیت این گونه مراکز و تشکل ها ندارند. بی اعتمادی، عدم آگاهی از باطن وجودی مخاطبان و دوری ذهن از عمل از دیگر موانع حال حاضر در توسعه این گونه نهادهاست.

در عصری که دولت ها در جوامع توسعه یافته برای پیشبرد جامعه خود نمی توانند بصورت تنها اقدامی نمایند ، چه بسا اعتلای یک جامعه در حال حاضر بیش از پیش نیازمند مشارکت افراد و گروه های مردمی بعنوان سرمایه های اجتماعی در نیل به اهداف اقتصادی ، اجتما‌عی ، فرهنگی و سلامت همه افراد و گروه‌های اجتماعی می تواند باشد..

این مجموعه ها بعلت تعامل نزدیکی که با قشر جامعه و نخبگان محلی دارند، می توانند بهترین راهنما و چشم بینای مسئولان باشند تا آنان را ازخواسته ها و مشکلات اقشار نیازمند جامعه مطلع سازند.

در کشور ما مقوله مشارکت مردمی چه در قالب سمن ها،گروه های خیریه، حامیان طبیعت، NGo ودیگر مراکز مردمی، ریشه در سنت‌ها، باورها و زمینه های دینی نشأت گرفته است. سابقه طولانی فعالیت گروه های مردمی و افراد در مقاطع مختلف بصورت داوطلبانه چه از دیر باز در قالب مناسبت های قومی ، مذهبی و آیینی یا در زمان جنگ که بیش از هر زمان دیگر نیازمند بسیج همگانی و حضور مردمی بود تا شرایط حال حاضر و همه گیری بیماری کرونا ، گویای علاقمندی مردم درعرصه حضور اجتماعی برای مشارکت در سرنوشت خویش و جامعه زندگی خویش  و ریشه دواندن این پیر درخت تنومند مردمی است.

سخن آخر این که اهمیت تشکل ها و مشارکت های مردمی بر کسی پوشیده نیست و چه بسا نبودشان خود حجمه ای از مشکلات جامعه را بنا می دهد که حتی توانمندترین و پیشرفته ترین دولت ها وکشورها هم بدون یاری این مجموعه ها از اداره آن ناتوانند؛ که این خود تاکیدی بر وجود همیاری و همراهی همه جانبه و مستمر بین همه آحاد یک مجموعه، جامعه و دولت است. این مجموعه ها یا افراد، همه تنها بستر ارتباطی و تعامل بین دولت و جامعه هستند که پیشرفت و رشد جامعه، دولت یا هر کشوری در هر عصری،چه حتی عصر حاضر بدون توسعه اینگونه مشارکت های میسر نخواهد شد. مگر جزء در قالب رویکرد و باوری به نام تشکل ها و مشارکت های مردمی.

آیا این خبر مفید بود؟