به گزارش رکنا، لازم است ابتدا توضیح دهیم که این سرطان تورم چگونه و از کجا به جان اقتصاد ایران افتاده است و چه چیزی اسباب تداوم آن است.
این پرسش از دو جهت با اهمیت است. اول اینکه ایران کشوری است که طولانی ترین دوره تورم بالا (از شروع دهه ۱۳۵۰ تاکنون) را داشته است، ضمن آنکه به دفعات شاهد جهش های شدید تورمی بوده است. دوم اینکه در میان عامه و حتی برخی متخصصین گاهی این پرسش مکرر مطرح می شود که چگونه کشورهای درگیر جنگ داخلی و خارجی و حتی تحریم دچار چنین وضعیت تورمی نشده اند.
پاسخ به این سوالات به ساده ترین زبان ممکن آن است که اولا در اقتصاد ایران به طور پیوسته اجازه شکل گیری و انباشت ناترازی اقتصاد کلان داده می شود و ثانیا برای به ظاهر رفع این ناترازی دستگاه نشر و خلق پول در اختیار عوامل ایجاد ناترازی قرار گرفته است.
منظور از ناترازی اقتصاد کلان آن است که نظام سیاستگذاری کشوری اجازه دهد در دخل و خرج دولت به مفهوم عام آن، در نهادها و بازارهایی گسترده مقیاس که منابع مالی افراد واگذار می شود تا بازدهی کسب کند، و در بنگاهها و صنایع بزرگ مقیاس که تداوم یا توقف فعالیت آنها بر عملکرد اقتصاد کلان اثر گذار است، بیش از توان کسب درآمد و منابع آنها، هزینه و تعهد ایجاد شود.
مثال بارز ناترازی اقتصاد کلان کسری بودجه آشکار و پنهان دولت است. منظور از کسری بودجه پنهان دولت تعهداتی است که دولت در خارج از سند بودجه انجام می دهد بدون آنکه منبعی برای تامین آن در نظر گرفته باشد.
حال به موضوع دوم می پردازیم و آن اینکه ناترازی منجر به تورم نهایتا از آنجا سرچشمه می گیرد که دستگاه خلق و انتشار پول در خدمت رفع ناترازی اقتصاد کلان قرار گیرد. لازم است اشاره شود که اگر ناترازی با انتشار و خلق پول رفع نشود، مشکل تورم به بار نمی آورد. در واقع، به دنبال هر ناترازی اقتصاد کلان بزرگ در اقتصاد، اگر به حال خود رها شود، تصحیح دردناکی به شکل ورشکستگی و رکود رخ می دهد.
زمانی ناترازی اسباب شکل گیری و تداوم تورم می شود که آن ناترازی به عهده دولت بیفتد و دولت هم نتواند با مالیاتهای جاری یا آتی آن ناترازی را پوشش دهد و در ضمن دسترسی به دستگاه انتشار و خلق پول یعنی نظام بانکی(شامل بانک مرکزی و بانکها و موسسات اعتباری) را داشته باشد که کم و بیش وضعیت اقتصاد ایران است.
نتیجه ناترازی اقتصاد کلان هنگامی که دولت متعهد این ناترازی می شود، انتشار پول است که همان خلق نقدینگی است و انتشار پول برای رفع ناترازی اقتصاد کلان نیز به معنی ایجاد تقاضایی فراتر از تولید کالاها و خدمات و لذا افزایش قیمت کالاها و خدمات است که تحت عنوان پدیده تورم می‌شناسیم.
برای جلوگیری از ایجاد و تداوم تورم اولا باید مانع شکل گیری ناترازی اقتصاد کلان شد و ثانیا امکان استفاده از انتشار پول برای رفع ناترازی اقتصاد کلان در مقیاس وسیع را گرفت. تا زمانی که چنین نشود، توصیه اینکه باید رشد نقدینگی کنترل شود تا تورم کنترل شود، توصیه ای بی معنی و بی فایده است.
تحلیل ارائه شده نشان می دهد که ممکن است ناترازی اقتصاد کلان ابتدا از کسری بودجه آشکار دولت سرچشمه نگیرد و اتفاقا در اقتصاد ایران در همین دوره ۶ ساله اخیر دو ناترازی بزرگ شکل گرفته است که منشاء اصلی آن کسری بودجه دولت نبوده است گرچه کسری بودجه دولت نیز به آن دامن زده است.
در آن صورت، تحلیل صحیح تر برای جلوگیری از ایجاد و تداوم تورم، جلوگیری از شکل گیری ناترازی اقتصاد کلان است. تا زمانی که اجازه شکل گیری ناترازی اقتصاد کلان داده شود که گاهی اوقات ما اقتصاد خوانده ها از آن غافل شده ایم، جمع تمام برندگان نوبل حوزه اقتصاد کلان نیز قادر به ارائه راه حل برای کنترل تورم نخواهند بود و اگر این ناترازی های اقتصاد کلان تداوم یابد، تورمی بالایی که حدود ۵ دهه تداوم داشته است می تواند ۵ دهه دیگر نیز تداوم داشته باشد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟