گفت و گو با سیدمحمدعلی خطیبی، نماینده پیشین ایران در اوپک

اقتصادی کدخبر: 443210 ارسال پرینت 6

رکنا: «ایستادگی ژنرال نفت، ایران را پیروز اجلاس 175 اوپک کرد.»، «دیپلماسی نفتی زنگنه جواب داد.»، «اوپک به نامدار، نه نگفت.»، «پیروز اجلاس 175 اوپک ایران بود.» رسانه‌های داخلی و خارجی در دو روز اخیر توافق اجلاس 175 اوپک را با این عبارت‌ها به تصویر کشیده‌اند.

توافقی برای کاهش تولید 1.2 میلیون بشکه‌ای اوپک و غیراوپک که با معافیت ایران از آن همراه بود. اما چقدر این برداشت‌ها با واقعیت همخوانی دارد؟ سید محمدعلی خطیبی، نماینده پیشین ایران در اوپک در گفت‌و‌گو با «ایران» به بررسی اجلاس 175 این سازمان، دستاوردهای ایران و پشت پرده اجلاس پرداخت.

به نظرتان مستثنی شدن ایران از توافق کاهش تولید چقدر قابل پیش‌بینی بود؟

معمولاً کشورهایی که دچار مشکلات سیاسی واقتصادی می‌شوند، مستثنی شدن آنها از برنامه‌های کاهش تولید سابقه داشته است. مثل عراق، لیبی و ونزوئلا. به محض آن‌که این کشورها به چرخه عادی بازگشته‌اند، دوباره در توافق‌های اوپک شرکت داده شده‌اند. ایران هم به دلیل تحریم‌های امریکا باید از این توافق کاهش تولید نفت خام اعضای اوپک مستثنی می‌شد. این یک روال و عرف در اوپک است و درآینده نیز شاهد آن خواهیم بود. به هر حال درست نیست کشوری که با جبر تحریم‌ها و یا هر اتفاق ناخوشایندی نظیر جنگ مجبور به کاهش تولید شده است، بار دیگر با فشار کشورهای عضو در اوپک ملزم به کاهش حجم بیشتری از تولید شود. از این رو سه کشور ایران، لیبی و ونزوئلا به درستی از این طرح کاهش تولید معاف شده‌اند. البته این معافیت در متن اصلی بیانیه پایانی نیامده و گفته می‌شود که در پیوست‌هایی ذکر شده است. در مصاحبه مطبوعاتی پس از اجلاس به این قضیه اشاره شد، اما شاید لازم بود که پیوست را هم منتشر می‌کردند.

اما این‌که می‌گویند دیپلماسی نفتی و فشارهای بیژن زنگنه وزیر نفت، ایران را از این توافق معاف کرد، از دو جهت نیازمند بررسی بیشتر است. نخست آن‌که معافیت ایران از توافق کاهش تولید مطابق با روال اوپک و عرف آن بود. دوم آنکه، عربستان نمی‌خواست که این عرف درباره ایران نیز اجرایی شود و این موضوع مانع دستیابی به توافق آسان‌تر بود. کاری که زنگنه انجام داد، پیاده‌سازی عرف و روال کاری اوپک با وجود سنگ اندازی‌های عربستان و متحدانش بود.

آیا علت طولانی شدن روند دستیابی به توافق کاهش تولید هم این موضوع بود؟

خیر. آنطور که گفته می‌شود، علت اصلی طولانی شدن مذاکرات و کشیده شدن آن به روز دوم، منوط شدن توافق به همراهی روسیه در طرح کاهش تولید نفت خام بود. ظاهراً اعضای اوپک منتظر چراغ سبز روسیه برای کاهش تولید بودند. وگرنه معافیت ایران از این طرح موضوعی مسبوق به سابقه بوده است. کشورما بیش از میزانی که اوپک به کاهش تولید آن در 6 ماه آتی متعهد شده، در 6 ماه گذشته کاهش تولید داشته است و منطقی نبود که دوباره یک کاهش تولید اجباری را متقبل شود. هر چند که عربستان به دلایل سیاسی و تبلیغی به دنبال این موضوع بود.

یعنی رویه کار اوپک هم این بود که ایران باید از همان ابتدا معافیت دریافت می‌کرد؟

بله. معمولاً کاهش و سهمیه بندی مشمول کشورهایی می‌شود که در شرایط نرمال و عادی قرار دارند. به سوابق نگاه کنید. عراق زمانی از تمام توافق‌های کاهش تولید و سهمیه بندی معاف بود. الآن که دوباره تولید نفت خام این کشور به شرایط عادی بازگشته، در توافق کاهش تولید و سهمیه بندی شرکت داده می‌شود. یا در مورد لیبی، نیجریه و ونزوئلا نیز این موضوع صادق بوده است.

اما طولانی شدن اجلاس 175 اوپک همان‌طور که اشاره کردم به خاطر روسیه بود. در حال حاضر پروسه تصمیم‌گیری در اوپک با سال‌های گذشته فرق دارد. روند تصمیم‌گیری در اوپک در حال تغییر است. قبلاً اعضای سازمان دور هم جمع می‌شدند و برای تولید خودشان تصمیم‌گیری می‌کردند اما اکنون منتظر همکاری غیر اوپکی‌ها بویژه روسیه هستند. اما روس‌ها در تصمیم‌گیری پیچیده و کند رفتار می‌کنند و این موضوع باعث می‌شود که کار به راحتی قبل نباشد.

دخالت‌های امریکا در تصمیمات این سازمان را هم به آنچه گفته شد، اضافه کنید. امریکا به خاطر بده بستان‌هایی که با عربستان دارد، می‌خواهد این سازمان را هم تحت سلطه خود دربیاورد و بر تصمیماتش اثر بگذارد. قطعاً تماس‌های امریکا و دیدار نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران با خالد الفالح، وزیر انرژی عربستان در محل اقامتش در وین بی‌تأثیر در طولانی شدن این اجلاس نبود. لذا معادلات بویژه در شرایط کنونی فرق کرده است.

به نظرتان این‌که افزایش تولید در 6 ماه اخیر بیشتر ازسوی کشورهای عربستان، امارات و عراق بوده و الآن 11 کشور عضو این سازمان مجبور به کاهش 2.5 درصدی تولید هستند منطقی است؟

خیر. طبیعتاً یکی از مشکلات این است که در بیانیه ملاک ماه اکتبر امسال قرار گرفته. درحالی که در ماه اکتبر تولید برخی کشورها کمتر و برخی بیشتر از میانگین سال بوده است. به جای آن‌که سهمیه‌های قبلی و سطح تولید مرجع ملاک باشد، ماه اکتبر مرجع کاهش تولید‌ها قرار گرفته است. به این ترتیب برخی کشورها که در ماه‌های اخیر تخلف کرده‌اند و منجر به افزایش تولید شده‌اند، الآن با توافق کاهش تولید به تخلف خود رسمیت داده‌اند. در حالی که باید مبنای توافق سهمیه بندی قبلی می‌شد. روال غلطی که انجام می‌شود.

یعنی شرایطی شبیه سال 2011 که با برداشتن سهمیه بندی در اوپک مجالی برای افزایش تولید خود در غیاب ایران ایجاد کردند؟

شرایط اکنون مقداری با آن سال متفاوت است. آنجا می‌خواستند عراق را که از تحریم‌ها رها شده بود، وارد سهمیه بندی اوپک کنند و سقف تولید را برداشتند. اما در عمل تولید خود را بدون آن‌که متهم شوند، افزایش دادند و سال 2012 در دوره تحریم‌های ایران، از فرصت ایجاد شده برای دستیابی به این هدف خود استفاده کردند. الآن هم به تخلف خود رسمیت داده‌اند.

فکر می‌کنید که این کاهش تولید را به منظور ایجاد یک ظرفیت مازاد تولید برای برداشتن راحت‌تر معافیت‌های مشتریان نفتی ایران انجام داده‌اند که بازار Store آسان‌تر با افزایش فشار تحریم‌های ایران کنار بیاید؟

احتمال دارد. اما ما نمی‌دانیم که دقیقاً در 6 ماه دوم سال 2019 قرار است چه اتفاقی در شرایط عرضه و تقاضای نفت خام و معافیت‌های نفتی خریداران نفت خام ایران رخ دهد.

برآوردها حاکی از آن است که در 6 ماه دوم سال 2019 میزان تقاضای نفت خام تغییر چندانی نخواهد داشت. اما در همین حال پیش‌بینی می‌شود که عرضه نفت خام غیراوپک از جمله نفت خام غیرمتعارف امریکا بشدت افزایش خواهد داشت و از آن با عنوان سونامی عرضه غیراوپک یاد می‌کنند.

در مورد صادرات نفت خام ایران هم مشخص نیست که شرایط تحریم‌ها سخت‌تر می‌شود یا گشایش‌هایی رخ می‌دهد. باید صبر کرد و شرایط عرضه و تقاضا را در زمان اتمام دوره توافق دید و نظر داد. برای پیش‌بینی شرایط در 6 ماه دیگر نمی‌توان از حالا بیش از حد خوشبین و یا بدبین بود. ممکن است تا آن زمان تحریم‌ها لغو و یا شدیدتر شود. لذا باید شرایط بازار ماه‌های آخر توافق کاهش تولید را ارزیابی کرد و بعد نظر داد.

به نظرتان ایران برنده اصلی این توافق بود؟

همه برنده این توافق بودند. اما ایران می‌تواند در قیمت‌های بالاتری نفت خام خود را بفروشد و این یک امتیازی است که توافق کاهش تولید اوپک و غیر اوپک برای ما رقم زده است. قیمت‌های بالاتر نفت خام به معنی بیشتر شدن درآمدهای نفتی است. ضمن آن‌که ایران در این توافق نشان داد که هنوز اوپک سازمانی مستقل از امریکاست و فشارهای امریکا و خوش خدمتی عربستان به آن نمی‌تواند منافع اعضا را در سازمان از بین ببرد. اما مهمترین دستاورد به قیمت نفت خام برمی گردد.

روند قیمت نفت خام در ماه اخیر نزولی بود و همه نگران بودند که مبادا قیمت‌ها به کانال 40 دلار برای هر بشکه برسد. اما توافق اوپک و غیراوپک قیمت نفت خام را درساعاتی بعد از اجلاس 5 درصد افزایش داد.

فکر می‌کنید چقدر تصمیمات عربستان در اجلاس 175 بر اساس ملاحظات سیاسی بود؟

تمام اقدامات عربستان سیاسی-اقتصادی است و می‌خواستند بازار نفت ایران را نیز تحت فشار قرار دهند. اما این‌که در دیدار وزیر انرژی عربستان و نماینده ویژه امریکا در امور ایران چه گذشت مشخص نیست. در حال حاضر معلوم نیست که عربستان طرفدار و حافظ منافع امریکاست یا می‌خواهد از آنها باج جدیدی بگیرد.

امریکا واقعاً به دنبال نفت خام ارزان است؟

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا موضع دوگانه‌ای نسبت به نفت خام دارد. از یک سو با نگاه به مسائل داخلی و برای آرام کردن افکار عمومی تأکید می‌کند که قیمت نفت خام باید کاهش یابد. از سوی دیگر به عنوان یک جمهوری خواه طرفدار قیمت بالای نفت و توسعه صنعت هزینه بر نفت کشور خود است. می‌خواهد قیمت نفت خام به اندازه‌ای باشد که تولید نفت خام غیرمتعارف امریکا به عنوان یک نفت گران تحت‌الشعاع قرار نگیرد. لذا مواضع دوگانه امریکا پیش‌بینی‌ها را پیچیده کرده است.اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید

عطیه لباف



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

هم اکنون دیگران می خوانند

دیگر رسانه ها