رک پلاس گوناگون کدخبر: 86801 ارسال پرینت 8

رکنا: رفتار امیر و برخی عادت هایش زشت و آزار دهنده بود وسواسی شدید داشت و مدام به من و رفت و آمدهایم به خصوص در دانشگاه شک می کرد.

دست در دست مردی جوان، جعبه ای شیرینی به دست، وارد مرکز مشاوره آرامش معاونت اجتماعی سمنان شد.

سارا سال هاست که به طور منظم به مددکاران اجتماعی پلیس مراجعه می کند و با آنها بسیار نزدیک و صمیمی است.

او از ماجرای انتخاب همسر جدیدش می گوید:

پنج سال قبل که 22 ساله بودم با امیر آشنا شدم. خواستگاری و نامزدی ما به یک چشم بر هم زدن گذشت و به عقد هم در آمدیم.

نزدیک به دو سال عقد بودیم. رفتار امیر و برخی عادت هایش زشت و آزار دهنده بود. وسواسی شدید داشت و مدام به من و رفت و آمدهایم به خصوص در دانشگاه شک می کرد. احساس می کردم همواره تحت نظرش هستم و از دور مرا کنترل می کند.

برای جلب اعتماد امیر و حل مشکلات رفتاری او بود که با مرکز مشاوره پلیس آشنا شدیم.

جلسات متعدد حضور ما در این مرکز و گفت و گوهای طولانی با مشاوران خانواده فایده ای نداشت و مرد آینده زندگی من رفتارهای احساسی و غلطش را تغییر نمی داد.

من که تازه با راهنمایی هایی دوستانم در مرکز مشاوره متوجه شده بودم که چقدر عجولانه و بدون شناخت امیر را به همسری برگزیده ام، ایستادم و تقاضای طلاق کردم.

به محض راحت شدن از امیر و داستان های هر روزه اش، افسردگی شدیدی سراغم آمد.

خانواده و نزدیکانم مرا مقصر جدایی از امیر می دانستند و به هیچ وجه حال و روزم را درک نمی کردند.

اینگونه شد که باز هم مرکز مشاوره آرامش نیروی انتظامی، آرام بخش روزهای تنهایی ام شد.

سه سال از آن روزها می گذرد و من به طور مستمر با مشاوران این مرکز در ارتباط بودم و برای انتخابی دوباره و البته موفق، نیازمند راهنمایی های آنان بودم.

و برای انتخاب رضا و جلوگیری از اشتباه بزرگی که در ازدواج با همسر اولم مرتکب شده بودم، راهنمایی و کمک بسیاری از مرکز مشاوره پلیس سمنان گرفتم و امروز به پاس زحمات بی دریغ این دوستان با دسته گل و شیرینی به اتفاق همسرم به اینجا آمده ایم.

از انتخاب عاقلانه، آگاهانه و عاشقانه رضا برای یک عمر زندگی خوشحالم، ولی ای کاش در انتخاب اولم قدری دقت بیشتری به خرج می دادم!

سیدمحمد شاه چراغ، خبرنگار پایگاه خبری پلیس سمنان


ارسال نظر