رک پلاس گوناگون کدخبر: 159817 ارسال پرینت 77

رکنا: مرد جوانی که به‌خاطر تجربه تلخ خانواده همسرش در موضوع یک خیانت در مرز قهر و جدایی عاطفی قرار گرفته بود، به مرکز مشاوره پناه آورد.

مرد جوان که از گردونه لج‌بازی و ناسازگاری‌های زندگی سرگشته شده و راهش را گم کرده بود، از دایره اجتماعی کلانتری رسالت مشهد به مرکز مشاوره آرامش پلیس معرفی شد. علی در بیان قصه تلخ زندگی خود گفت: «۳۱ساله هستم و٧سال قبل، از طریق یکی از دوستان با همسرم آشنا شدم که سرانجام این ارتباط به خواستگاری رسمی و ازدواج من و الهام ختم شد. ما زندگی عاشقانه خود را آغاز کردیم و از اینکه با دوست قدیمی‌ام به‌واسطه این ازدواج نزدیک شده بودم، احساس خوب و عالی داشتم. ۵سال گذشت. به‌دلیل آنکه حسابی درگیر درس‌وکار بودم، بچه‌دار نشدیم. ما سرگرم زندگی بودیم که باجناقم به سرنوشتش گند زد. او با اینکه یک بچه داشت، به‌واسطه اعلام شکایت زنی معتاد، پایش به کلانتری و دادگاه باز شد. با روشن‌شدن این مطلب که باجناقم از ٧ ماه قبل اسیر ارتباط مخفیانه با این زن شده و دربرابر تهدیدهای او نتوانسته طاقت بیاورد، خانواده همسرم به‌شدت واکنش نشان دادند.»
علی ادامه داد: «وقتی با‌جناقم گفت که ۵میلیون تومان هم حق‌سکوت به آن زن شیاد داده، اما هنوز آن زن دست از سرش بر نداشته است، اوضاع قاراش‌میش شد. خواهر همسرم به هیچ قیمتی کوتاه نیامد و آن‌ها از هم جدا شدند. باجناقم آپارتمان و خودروی خود را به همسرش داد تا بلکه کوتاه بیاید و زندگی‌شان را از سر بگیرند؛ ولی فایده‌ای نداشت. خواهرهمسرم بعد از طلاق، دچار افسردگی شدید روحی و روانی شده بود. او مدتی به خانه ما آمد و با همسرم این‌طرف و آن‌طرف می‌رفتند. در این چندماه، من هم از هیچ محبتی به او و فرزندش دریغ نمی‌کردم. بیشتر وقت‌ها هم به خانه مادرم می‌رفتم تا همسرم با خواهرش تنها باشند و خوش بگذرانند.»
مرد جوان آهی کشید و افزود: «متاسفانه در این مدت، خواهر همسرم تجربه‌های تلخ زندگی‌اش را دراختیار شریک زندگی‌ام قرار داد و یک حس بدبینانه در خانه نسبت به من به وجود آمده بود. من با باجناقم هنوز در ارتباط بودم. او به من نیاز داشت و خودش را به این‌در و آن‌در می‌زد تا بلکه زندگی‌اش را از نو بسازد و خواهرزنم کوتاه بیاید. همسرم وقتی متوجه شد با شوهر سابق خواهرش در ارتباط هستم، مرا زیر ذره‌بین گذاشت و سخت‌گیری‌هایش را چندبرابر کرد. او با کارهایش دیوانه‌ام کرده بود. لحظه‌به‌لحظه زنگ می‌زد؛ حتی در تماس با همکارانم در اداره می‌خواست از راه دور هم کنترلم کند. این توهم که شاید من هم به او خیانت می‌کنم و همه مردهای جوان اگر کنترل نشوند، خیانت‌کار می‌شوند، عذابش می‌داد. یک مشکل دیگر ما هم ریخت‌وپاش‌های اضافی و و‌لخرجی بی‌حساب‌وکتاب همسرم بود. او معتقد است مرد جماعت باید قرض‌دار باشد و پولی در جیبش نماند تا شلوارش دو تا نشود و دنبال هوس‌بازی نرود.»
علی گفت: «همسرم بلافاصله باردار شد و می‌گفت بچه باعث می‌شود نسبت به زندگی‌مان پایبند باشیم. این حرفش را قبول دارم؛ ولی حساسیت‌های دیوانه ‌وارش عذابم می‌دهد. کار ما در آخرین جروبحثمان با خشونت و تندخویی من بیخ پیدا کرد و او با تحریک خواهرش مهریه‌اش را به اجرا گذاشت. بعد از این مسائل برای طرح موضوع و دریافت راهکار به مرکز مشاوره آرامش آمدم. با صحبت‌هایی که با مشاور خانواده انجام دادم، فهمیدم من هم اشتباه کرده‌ام و باید برای جلب اعتماد همسرم بیشتر توجه نشان می‌دادم. دغدغه او برای حفظ زندگی‌مان است؛ اگرچه راه درستی انتخاب نکرده و لج‌بازی‌های من چهره و صداقتم را لکه‌دار کرده است.»
یکی از مدرسان آموزش همگانی و مهارت‌های زندگی گفت: ازدواج یک تعهد و مسئولیت است. برای این تعهد و جلب‌اطمینان همسرتان باید از خود شروع کنید؛ چراکه شک و ظن، پایه‌های اخلاق و روابط عاطفی زندگی را تخریب خواهد کرد.
عبدالرضا مجیدی افزود: نوع رفتار و عملکرد افراد در زندگی مشترک موجب بدبینی یا خوشبینی شریک زندگی‌شان خواهد شد و غرور و خودمختاری، اعتماد زوج‌ها را نسبت به یکدیگر خدشه‌دار خواهد کرد.
وی تاکید کرد: هرنوع پنهان‌کاری و رفتار پنهانی مانند تلفن، رابطه مجازی با دوستان و حساب‌های بانکی پنهانی در زندگی مشترک موجب ایجاد سوءظن و سوء‌تفاهم زن‌وشوهر خواهد شد برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.



ارسال نظر