یادداشت کدخبر: 442413 ارسال پرینت 14

رکنا: محصل/ یک نقطه اگر به «درد»های فردی که قربانی آسیب های اجتماعی است اضافه کنیم« دزد »می شود و سرنوشت او تغییر می کند.اینجاست که کارهای خلاف و اشتباه های این فرد نقطه ای از «زندگی »حذف می کند واز آن پس از دید دیگران می افتد و او را موجودی «زنده»نه ،«رند»روزگار می خوانند. ارزش و جایگاه نقطه ها در زندگی هر انسانی جایگاه ویژه ای دارد. این قانون در مورد جایگاه و نقش کلمات نیز صدق می کند و تغییر یک کلمه می تواند معنا و مفهوم سرنوشت افراد را تغییر دهد. آن گاه بعید نیست با اشتباه ها و خطاهای افراد حتی کانون «گرم» خانواده به دام«مرگ» تبدیل شود و آثار زیان باری در پی داشته باشد.یک اصل مهم وجود دارد و آن این که چقدر سواد خود را بالا ببریم تا به جای انتخاب«جمله های زندگی»،با خطا و زیان کاری مباداجای یک نقطه عوض شده و «حمله به زندگی» کنیم.

در این تشخیص های درست و منطقی «زاویه دید»افراد نیز مصداق خط هایی هستند که ما را در انتخاب درست جمله ها و نقطه ها یاری می دهند. مشکل اینجاست که از پنجره اعتماد ،خودمان و موقعیت ها و فرصت هایی که داریم را نمی نگریم. به عنوان مثال افرادی که فقط دنبال تحصیلات دانشگاهی و سواد اکتسابی هستند ممکن است نتوانند راه را از چاه تشخیص دهند و به بیراهه بروند. این چیز عجیبی نیست و باید اصول و معیارهایی که ما را در انتخاب مسیر درست و تشخیص جانمایی صحیح نقطه ها،واژه ها و کلمات کمک می کنند تا تابلوی معرفی شخصیت و حیثیت و معرفت مان تکمیل و پرمعنا و با مفهوم شود را بشناسیم. حتما نباید افراد کار خلاف قانون Law انجام دهند که دچار مشکل شوند.

برخی از افراد به ظاهر آ رام و بی سرو صدا هستند و بعضی ها هم نقطه های واژه بی سر و صدایی شان زیاد است و «شر» نامیده می شوند. هردوی این 2گروه مهارت های اساسی تشخیص های درست زندگی را نیاموخته اند.

در واقع این افراد یا از خودراضی و خود برتربین هستند و یا دچار خودکم بینی و احساس حقارت اند. آ نها قدرت تشخیص درستی بین خودنمایی و اعتماد به نفس ندارند و برای همین هم نمی توانند برنامه ریزی درستی داشته باشند. آ نها در برابر تغییرات زندگی خود بسیار شکننده و ناتوانند و تصور می کنند شکست خورده اند.

آنها با این شرایط قادر به هدف شناسی و هدف گذاری در زندگی خود نیستند.در چنین شرایطی نمی توانند بین خوب و خوب تر در موقعیت های مختلف زندگی تشخیص درستی داشته باشند.فردی را فرض کنید در بیابانی بی آب و علف گرفتار تشنگی مفرط شده و با مرگ دست و پنجه نرم می کند. در آن شرایط بهترین دارایی این فرد به جای یک کیسه طلا و اسکناس های تانخورده ،ظرفی آب است تا بتواند زندگی اش را حفظ کند. این همان قدرت تشخیص درست است ،حال اگر فردی که می خواهد دل به بیابان بزند قبل از آن که گرفتار تشنگی شود برنامه ای برای خود می چید و بار و توشه سفرش را درست انتخاب می کرد اصلا دچار این مشکل نمی شد.

در سردر بنای سرنوشت هر انسان تابلویی نصب شده است . ما با مرور زمان واژه ها،کلمات و جملات معرفی خودمان را تکمیل می کنیم . باید مراقب باشیم که هم قدرت درست نوشتن داشته باشیم و هم توان خوب دیدن و هم قابلیت خوب دیده شدن.اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

هم اکنون دیگران می خوانند

دیگر رسانه ها